ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٧٤ - باب نوادر ديهها
اسب حكم فرمود.
شرح: «مشهور ميان فقهاء اماميّه آنست كه در جناياتى كه بر حيوانات وارد مىكنند بطور مطلق بدادن تاوان و ارش فتوا مىدهند، و جماعتى از قدما بمضمون خبر عمل كردهاند و شيخ ميان سر و بدن حيوان تفاوتى قائل نيست و گويد: هر چه در بدن حيوان دو تا است همه قيمت حيوان است و چنانچه يكى از آن دو آسيب ديد نيم قيمت حيوان. و محقّق فرموده است قيمت هيچ يك از اعضاى حيوان مقدار معيّنى ندارد بلكه رجوع به تاوان مىشود هر مقدار كه عرف معيّن ميكند و يك روايت آمده كه چشم ربع قيمت است».
٥٣٩٩- و امير المؤمنين ٧ در باره چهار تن كه در شترى شركت داشتند و يكى از آنها شتر را عقال كرد- (زانوى او را در حال نشستن با طناب بست)- و شتر با عقال برخاست و بر زمين خورد و شكست، شركاء ديگر به آن كس كه شتر را عقال كرده بود گفتند: بايد غرامت سهم ما را تو بپردازى چون تو او را عقال كردهاى، حضرت ٧ حكم فرمود كه آنها بايد سهم او را غرامت كشند، زيرا او سهم خود را از حيوان عقال كرده بوده و شركاء ديگر اگر هر يك، يك پاى شتر را عقال ميكرد شتر برنمىخاست و زمين نمىخورد و آسيب نمىديد، و سهم ايشان موجب نابود شدن حظ و نصيب او بوده است.
٥٤٠٠- و در روايت محمد بن احمد بن يحيى كه بسند خود روايت كرده گويد:
نزد مأمون شكايت بردند كه مردى شخصى را به چاه افكنده و او مرده است، پس مأمون امر كرد او را بكشند، مرد گفت: من در خانه خويش بودم و فرياد و اغوثا