ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٦٨ - *(زناشوئيهائى كه خداوند حلال كرده و آنچه را كه حرام كرده است) *
٤٤٧٧- و نيز امير مؤمنان ٧ حكم فرمود: كه زن آزاد را ميتوان بر روى كنيز گرفت (مراد كنيزيست كه بعقد نكاح خويش در آورده) ولى بعكس آن جايز نيست، (يعنى كنيز را نمىتوان بر سر زن آزاد هوو آورد) و هر كس زن آزاد را با كنيز جمع كند بايد نفقه آزاد را دو چندان كنيز دهد و دو شب نزد آزاد و يك شب نزد كنيز باشد، و براى كنيز يك سوّم از مال و از نفس است (يعنى از نفقه و قسمت شبها).
٤٤٧٨- و هشام بن سالم گويد: امام صادق ٧ در باره شخصى كه زنى ذمّى (از اهل كتاب) را هووى زن مسلمان قرار داد فرمود: ميان او و زن كتابى جدائى افكنند و ٨/ ١ حدّ را كه ٥/ ١٢ ضربه است بايد به او بزنند، و اگر زن مسلمان راضى بود فقط ٥/ ١٢ ضربه را به او زده و كتابى را از او جدا نسازند، گويد: پرسيدم نيم ضرب را چگونه جارى سازند؟ فرمود: كمر تازيانه را گرفته يك بار به او بزنند.
٤٤٧٩- و محمّد بن مسلم گويد: امام باقر ٧ فرمود: مرد بياباننشين با زن شهرى ازدواج نكند كه او را از شهر بيرون برده و با مردم بىاطلّاع بيابانى و چادرنشين محشور كند.
شرح: «اعرابى مفرد أعراب است و أعراب مردم دور از تمدّن را گويند و