ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٢ - باب ظهار
فرمود: باز گرد و دو ماه متوالى روزه بگير، مرد گفت توان روزه گفتن ندارم، حضرت فرمود: برو و شصت بينوا را طعام ده مرد گفت: ندارم، پس رسول خدا ٦ فرمود: من از جانب تو تصدّق ميدهم و مقدارى خرما باو داد كه به شصت مسكين برساند و فرمود: اين را بستان و مساكين را اطعام كن، مرد گفت: سوگند بآن كس كه تو را بحقّ فرستاد در ميان مشرق و مغرب مدينه از خود و عيالم محتاجتر سراغ ندارم، فرمود: برو و خود بخور و خانوادهات را از آن اطعام كن.
مؤلّف اين كتاب- رحمه اللَّه- گويد: اين حديث در مسأله ظهار غريب و نادر است زيرا مشهور در اين معنى در كفّاره كسى است كه روزى از ماه رمضان را افطار كرده است.
٤٨٣٨- و در روايت حسن بن على بن فضّال است كه مردى گويد: بامام ابى الحسن ٧ عرض كردم به زوجهام گفتم اگر از در حجره بيرون شوى بر من مانند پشت مادرم حرام گردى و او از حجره بيرون شد،؟ فرمود: چيزى بر عهده تو نيست، عرض كردم من ميتوانم كفّاره بدهم؟ فرمود: چيزى بر تو واجب نيست عرضكردم من توانائى آن دارم كه يك بنده يا دو بنده آزاد كنم، فرمود: چيزى بر عهده تو