ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٠٥ - باب حد سرقت و دزدى
كفايت مىكند.
٥١١٥- زراره گويد: امام باقر ٧ در مورد مرديكه دزدى كرد و دست راست او را از انگشتان بريدند، باز دزدى كرد پاى چپ او را از كعب بريدند، بار سوّم دزدى كرد فرمود: در اين مورد امير مؤمنان ٧ وى را حبس ابد ميكرد و ميفرمود: هر آينه من از خداوند خود شرم دارم كه او را بدون دست كه با آن خود را نظافت ميكند و پا كه بسوى حاجت ميرود رها كنم، و نيز فرمود: آن حضرت هر گاه دست دزد را ميبريد پائين مفصل را ميبريد، و چون پا را ميبريد از كعب ميبريد، و فرمود: او چنين عقيده داشت كه از حدود الهى چيزى نبايد فرو گذاشت.
٥١١٦- عبيد اللَّه حلبى گويد: امام صادق ٧ فرمود: هر گاه بر سارق اقامه حدّ شد او را نفى بلد و تبعيد بشهر ديگر مىكنند.
شرح: «ظاهرا مؤلّف و كلينى- رحمه اللَّه- در ميان متقدّمين براى سارق بنفى بلد بدليل اين خبر فتوا دادهاند و ديگران حرفى از نفى نمىزنند».
و چنانچه شخص دزدى كرد، و نتوانستند باو دست يابند، و بار ديگر سرقت كرد و اين بار دستگير شد، و كسانى آمدند و شهادت دادند بدزدى بار اوّل و بار دوّم او،