ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٩١ - باب آنكه دو تن يا بيشتر را بكشد، و جماعتى كه در قتل كسى شركت جويند
مردى همدست بودند، فرمود: اولياء مقتول ميتوانند هر كداميك از آنان را كه بخواهند بكشند، و نه دهم ديه او را از نه تن ديگر گرفته باولياء او بدهند.
٥٢٣٣- و نيز امير مؤمنان ٧ در باره شش تن كه در استخر آبى بودند و يكى از آنها غرق شد، سه تن از آنان شهادت دادند كه دو نفر ديگر او را غرق كردهاند، و آن دو تن شهادت دادند كه آن سه نفر او را غرق كردهاند، حضرت هر پنج را بدادن ديه ملزم ساخت سه سهم را بعهده دو تن گذارد، براى اينكه سه تن بر آنها شهادت دادند، و دو سهم را بر آن سه تن مقرّر ساخت چون دو تن بدان شهادت دادند.
شرح: «اين خبر را كلينى بسند معروف كه از سكونى است از وى نقل كرده البتّه نه در كتاب قصاص بلكه در كتاب روضه كافى و بدان فتوا نداده است كه در آنجا نقل كرده، و خبر مخالف اصول مذهب است و «قضيّة في واقعة» و آنچه موافق اصول مذهب ما است آنست كه آنان كه اوّل شهادت دادند اگر عادل بودند و بدرخواست ولىّ دم بوده شهادتشان پذيرفته است، و شهادت آن دو تن بسبب تهمت قابل پذيرش و قبول نيست، و چنانچه ولىّ دم بر عليه همه ادّعا داشت يا اينكه آنان متّهم بودند شهادت هيچ كدام پذيرفته نخواهد بود، و تنها قرينه بود كه بايد باقسامه مسأله را مشخّص كرد».
٥٢٣٤- و امير المؤمنين ٧ در مورد چهار تنى كه به لانه شيرى از بالا سر كشيدند و يكى از آنها فرو افتاد دامن ديگرى را چنگ زد و آن ديگر سوّم را گرفت و سوّمى شخص چهارم را تا اينكه هر چهار يكى پس از ديگرى بر روى شير آمدند و