ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥٩ - باب حرمت ريختن خون و بردن مال مردم بناحق و نهى از پرداختن بكارى كه حلال نيست، و وجوب توبه از قتل، چه عمد و چه خطا
بمسجد رسيد، مردم قبيله شنيدند و نزد آن حضرت همه گرد آمدند، آنگاه رسول خدا ٦ از مردم پرسيد: چه كسى اين شخص را كشته است؟ گفتند: يا رسول اللَّه ما نمىدانيم، فرمود: كشتهاى از مسلمانان در ميان مسلمانان كسى نميداند كه او را چه كسى كشته است؟ سوگند بآن كسى كه مرا بحقّ برانگيخت اگر أهل آسمان و اهل زمين گرد آيند و در ريختن خون مسلمانى شركت جويند و بدان راضى باشند هر آينه خداوند عزّ و جلّ آنان را واژگون و با سر بآتش اندازد- يا فرمود: با صورتهايشان-.
٥١٧١- و سماعة بن مهران از امام صادق ٧ پرسيد در باره گفتار خداوند عزّ و جلّ كه فرموده است: «هر كس مؤمنى را عمدا بكشد پس جزايش جهنم است» (نساء: ٩٣) امام فرمود: مراد آنست كه كسى مؤمنى را براى دينش بكشد، پس او را متعمّد گويند كه خداوند بزرگ در كتاب خود ذكر كرده و عقوبتى بس بزرگ براى او آماده نموده است، عرض كردم: مرد گاهى ميان وى با ديگرى نزاعى مىشود و او را با شمشير ميزند و مىكشد؟ حكم چيست فرمود: اين آن متعمّدى كه خداوند در آيه فرموده است، نيست.
٥١٧٢- و حمّاد بن عيسى از ابو السّفاتج نقل كرده كه امام صادق