ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٥٥ - باب ديه آنكه بر شخص خوابى درآيد و چون پا بر پشت او نهد بيدار گشته او را بكشد
باب زدن سيلى كه سياه كند يا كبود يا سرخ
٥٣٥٩- اسحاق بن عمّار گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: مردى سيلى بروى ديگرى زده است و جايش سياه گشته است حكم چيست: فرمود: هر گاه سيلى سياه كند ديهاش شش دينار است، و اگر كبود نمايد سه دينار، و چون سرخ شود يك دينار و نيم (اين در صورت) و امّا در بدن نيم اينها است.
شرح: «شيخ طوسى- رحمه اللَّه- اين خبر را با اضافهاى آورده كه آن اينست «و أمّا ما كان من جراحات في الجسد ففيها القصاص أو يقبل المجروح دية الجراحة فيعطاها» يعنى و أمّا در زخمها كه به پيكر وارد كند در آنها قصاص است يا اينكه مجروح براى جراحت و زخم، ديه مىپذيرد كه بايد باو پرداخت».
باب ديه آنكه بر شخص خوابى درآيد و چون پا بر پشت او نهد بيدار گشته او را بكشد
٥٣٦٠- حسين بن خالد گويد: از امام هفتم ٧ پرسيدند: هر گاه مردى بر شخص خوابى به گناه درآيد و چون خود بر او افكند وى بيدار گشته و با كارد وارد را بكشد حكم چيست؟ فرمود: او نه ديه دارد و نه قصاص.