ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٢ - ديه جوارح و مفاصل و نطفه و علقه و مضغه و استخوانها و پيكر
تقسيم نمود،
چنانچه جنين شد پيش از آنكه روح در او دميده شود، يك صد دينار، و براى نطفه بيست دينار و آن چنان است كه مرد اگر هنگام كامگيرى از همسر دائمى خود بدون رضايت او نطفه را در خارج رحم ريزد، ديه آن را امير المؤمنين ٧ بيست دينار كه يك پنجم ديه جنين است مقرّر فرمود، و براى علقه دو پنجم آن، چهل دينار، و آن موقعى است كه زن را بترسانند يا نوعى صدمه زنند كه خونريزى كند و علقه بصورت خون خارج شود، سپس براى مضغه شصت دينار ديه معيّن فرمود هر گاه سقط كند، و براى حالت پس از مضغهگى كه اندام رو باستخوان بندى مينمايد، هشتاد دينار اگر زن آن را بيندازد، آنگاه براى جنين يك صد دينار، چنانچه دشمن حمله كند و زنان باردار در اين حالات مختلف سقط كنند، يا اينكه خود كارى كنند با اختيار خود كه آن سقط شود هر دو از جهت ديه مانند يك ديگرند.[١]
[١] بايد دانست كه فقهاى ما- رضوان اللَّه عليهم در باب ديات اصطلاحاتى دارند كه دانستن آنها ضرور است، و ما در اينجا به پارهاى از آن اصطلاحات اشاره مىكنيم: اوّل ديه نفس. دوم ديه أعضاء، سوّم ديه منافع، چهارم ديه جراحات و زخمها كه آن را« شجاج» گويند، و مراد از منافع ديه نابينائى يا ناشنوائى يا گنگى و لال شدن، يا فلج يا ديوانگى است، و شجاج زخمهائى است كه بر روى و صورت يا سر كسى وارد آورند، و آن هشت قسم است، خراش پوست تنها را« حارصه» گويند، و اگر زخم بگوشت رسد و خون ظاهر شود« داميه» و چنانچه در گوشت فرو رود« ملتحمه» نامند، و اگر گوشت را شكافته و به لايه و پوست روى استخوان رسد آن را« سمحاق» و اگر استخوان آشكار شود« موضحه» خوانند، و اگر آن را بشكند« هاشمه» در صورتى كه در سر و صورت باشد، ولى اگر در پيكر و ديگر اعضاى بدن باشد« كسر» خوانند، و اگر زخم بغلاف دماغ يعنى پوست روى نخاع رسد« مأمومه» گفتهاند، و اگر استخوان را جابجا كند« ناقل» يا« منقّلة» ناميدهاند.