ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١٥ - باب نشوز
كه او را خوش ندارد و ميخواهد وى را طلاق دهد، پس زن شوهر را گويد: مرا طلاق مده و مهريّهام را از تو نمىخواهم و حقّ شبانه روز خود را بتو بخشيدم اين براى مرد گوارا و بىاشكال خواهد بود،
و اين مطلب را مفضّل بن صالح از زيد شحّام از امام صادق ٧ نقل كرده است.
و هر گاه زن اطاعت ننمود مانند مرد، پس اين خلع باشد، و اگر نشوز از جانب زن شد و در بستر از اطاعت امتناع ورزيد اين همانست كه خداوند عزّ و جل فرموده:
وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَ (و آن زنانى كه ميترسيد از اينكه نافرمانى كنند پس پندشان دهيد، و از آنها دورى گزينيد در بستر و همخوابگى، و بزنيدشان) نساء: ٣٥، و هجران آن باشد كه در رختخواب بدو پشت كنيد، و ضرب آن باشد كه با چوب مسواك يا شبيه آن بزنيدشان زدنى آرام و نرم فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً (پس اگر مطيع شدند مجوئيد بر ايشان راه آزارى زيرا خداوند برتر و بزرگ است).
شرح: «خطاب در «و اللّاتي تخافون» با محكمه است چنان كه در آيه بعد مىفرمايد فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها و چون خطاب با حاكم باشد حقّ او است و در شأن او است كه زن را نصيحت كند تا از همسرش اطاعت نمايد و چنانچه تمكين نكرد، بمرد دستور دهد كه از او در بستر كناره گيرد تا شايد اين بىاعتنائى سبب بخود آمدن زن شود، و اگر از اين راه توفيقى حاصل نشد محكمه حقّ دارد دستور دهد زن را براى عدم تمكين بزنند، و زدن حقّ شوهر نيست و اگر كسى بظاهر