ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٣ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
دختر: يك صد تازيانه و نفى بلد تا يك سال، و تبعيد از شهرى بشهر ديگر است، و امير المؤمنين ٧ دو تن را از كوفه به بصره تبعيد كرد.
شرح: «خبر دلالت دارد كه پيره مرد و پير زن اگر محصن باشند، هم جلد است و هم رجم، و فقهاى قديم اماميّه، بكر آن كس را مىگفتند كه تزويج كرده ولى دخول نكرده باشد، و امّا متأخّرين بكر آن را دانند كه غير محصن باشد».
٤٩٩٨- سليمان بن خالد گويد: بامام صادق ٧ عرض كردم: آيا در قرآن رجم ذكر شده است؟ فرمود: الشيخ و الشّيخة فارجموهما البتّة فإنّهما قضيا الشّهوة (پير مرد و پير زن را رجم كنيد چرا كه زمان شهوتشان گذشته است).
شرح: «خبر از نظر سند صحيح است، و مثل آن در كافى و تهذيب از عبد اللَّه بن سنان نقل شده است، ولى از نظر متن مورد بحث كه اكنون چنين آيهاى در قرآن نيست، گويند: اين آيه بوده ولى تلاوتش منسوخ شده است، و پاره از علماء اهل سنّت گفتهاند از قلم كاتب وحى ساقط شده است، بهر حال با اعتقاد مؤلّف كه گويد: «آن قرآن كه جبرئيل بر پيغمبر ٦ نازل كرد همين قرآن موجود در ميان مسلمين است، نه يك حرف زياد و نه يك حرف كم» سازگار نيست، و اين كلام نقل قول اماميّه است نه اجتهاد صدوق عليه الرّحمة، بهر حال نسخ تلاوت آيه اگر بدستور رسول خدا ٦ بوده است بايد موجبى داشته باشد و إلّا چگونه ميتوان گفت:
حكم آن باقيست ولى تلاوتش منسوخ است، و اگر كسى را اندك ذوقى باشد خود مىداند كه جمله «الشّيخ و الشّيخة فارجموهما البتّة فإنّهما قضيا الشّهوة» از نظر فصاحت همساز با آيات قرآن نيست، و معلوم نيست امام ٧ آن را از روى تقيّه فرموده يا نه، زيرا از عمر بن الخطاب چنين مطلبى نقل شده است بخارى در الجامع