اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧١٥ - فصل سوم مسئوليت عالمان
اى كسانى كه از خداوند، اين گونه آرزوها داريد! بيم آن دارم كه كيفرى از كيفرهاى او بر شما فرود آيد؛ چرا كه شما از كرامت الهى به چنان پايگاهى رسيديد كه به واسطه آن بر ديگران برترى يافتيد. شما كسانى را كه به خداشناسى معروف اند، گرامى نمىداريد، حال آن كه شما به خاطر خدا در ميان بندگان او گرامى داشته مىشويد. شما پيمانهاى خدا را شكسته شده مىبينيد؛ امّا به هراس نمىافتيد، در حالى كه براى شكسته شدن برخى از پيمانهاى پدرانتان به وحشت مىافتيد و نگران مىشويد. عهد و زنهار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را تحقير شده و نابينايان و لالان و زمينگيران را در شهرها [ى جهان اسلام] وا نهاده مىبينيد؛ امّا نه دل مىسوزانيد و نه در مقام و منزلتى كه داريد، كارى مىكنيد و نه بدان كس كه در اين باره كارى مىكند، يارى مىرسانيد و با تملّق و چاپلوسى پيش ستمگران، خود را ايمن [و آسودهخاطر] مىسازيد. همه اينها از آن مواردى است كه خداوند به شما فرمان داده است تا هم خود از آن كناره گيريد و هم يكديگر را از آن باز داريد؛ امّا شما از آن [مأموريت] غفلت مىورزيد. اگر شعور داشتيد، [در مىيافتيد كه] مصيبت شما از همه مردم، بزرگتر است؛ چرا كه مقام و منزلت عالمان، از شما ستانده شده است، و اين از آن روست كه مجارى امور و احكام، به دست كسانى است كه خدا را مىشناسند و بر حلال و حرام او امين اند؛ امّا اين منزلت از شما گرفته شده است و اين از شما سلب نگشت، مگر به سبب پراكنده شدن شما از پيرامون حق و اختلافتان در سنّت [پيامبر صلى الله عليه و آله] كه آشكار و روشن بود. اگر بر آزارها شكيبا بوديد و در راه خدا رنج تحمّل مىكرديد، در كارهاى خداوند، مرجع همگان مىشديد؛ ليكن شما خود، ستمگران را بر منزلت خويش مسلّط ساختيد و زمام امور خدا را به دست آنان سپرديد؛ آنان كه به شبهات عمل مىكنند و در راه خواهشهاى نفسانى گام بر مىدارند. گريز شما از مرگ و علاقهتان به اين زندگى كه به هر حال از شما جدا خواهد شد، آنان را بر اين مقام، تسلّط بخشيده است. شما ناتوانان را به چنگال آنان سپرديد كه برخى بنده و مقهور و برخى ديگر در تأمين معاش خود، درمانده و مغلوب گشتهاند. در كار كشوردارى، خودسرانه عمل مىكنند و جامه رسوايى هوسرانىهايشان را [بى محابا] به تن كردهاند؛ چرا كه تبهكاران را الگوى خويش ساختهاند و بر خداوند جبّار، گستاخ شدهاند. در هر يك از شهرهايشان خطيبى زبانآور بر منبر دارند. پس ميدان برايشان خالى گشته و دستهايشان در آن، باز است و مردم،