اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٥ - ٣ عمل كردن به احكام قرآن و سنّت
بنا بر اين، مقصود از رواياتى كه مىگويند: «تا وقتى امامْ شناخته نشود، حجّت الهى بر مردم، تمام نيست»،[٤٢٧] اين است كه شرط يا مقدّمه «وجوب اطاعت از اوامر امام»، معرفت (شناخت) اوست و اگر كسى در شناخت امام زنده و حاضر، كوتاهى نكرده باشد، معذور است. بديهى است كه اين، موجب نمىگردد كه اوامر امامانِ پيشين، حجّيت نداشته باشند، يا تلاش براى شناخت امام كنونى و اعتقاد اجمالى به وى، ضرورى نباشد.
امّا در مورد گزارشهايى كه حاكى از آن اند كه زُراره، هنگام مرگ، شناخت دقيقى نسبت به امامت امام كاظم عليه السلام نداشته، چند نكته قابل توجه است:
١. غالب گزارشهايى كه بدانها اشاره شد، فاقد سند معتبرند.[٤٢٨] تنها دو روايت معتبر وجود دارند كه دلالت دارند بر اين كه زراره، پيش از مرگ، نمايندهاى را براى تحقيق در باره جانشين امام صادق عليه السلام به مدينه فرستاد و او با ايمان اجمالى به امام هفتم از دنيا رفت.[٤٢٩]
٢. با عنايت به اختناق حاكم در آن دوران،[٤٣٠] مصالح سياسى ايجاب مىكرد كه زراره، موضوع امامت امام كاظم عليه السلام را آشكار نكند. از اين رو- چنان كه از امام
[٤٢٧]. ر. ك: الكافى: ج ١ ص ١٧٧ ح ٢، بحار الأنوار: ج ٤٩ ص ٢٦٧ ح ٨ از امام صادق عليه السلام:« إنّ الحجّة لا تقوم للَّهِ عز و جل على خلقِهِ إلّابإمامٍ حتّى يعرف؛ حجّت خدا بر بندگانش به وسيله امام، آن گاه تمام مىشود كه آن امام، شناخته شود». نيز، ر. ك: الاختصاص: ص ٢٦٨، بحار الأنوار: ج ٢٣ ص ٢ ح ١.
[٤٢٨]. معجم رجال الحديث: ج ٨ ص ٢٣٧- ٢٣٩.
[٤٢٩]. رجال الكشّى: ص ٣٧٢ ش ٢٥٤- ٢٥٥.
[٤٣٠]. امام صادق عليه السلام براى مصون ماندن امام هفتم عليه السلام از خطرات احتمالى، پنج نفر را به عنوان وصىّخويش معيّن نمود كه منصور دوانيقى، يكى از اين افراد بود. با اين شيوه، توطئه منصور براى به قتل رساندن امام هفتم عليه السلام نقش بر آب شد( الكافى: ج ١ ص ٣١٠ ح ١٣- ١٤، المناقب، ابن شهرآشوب: ج ٣ ص ٤٣٤).