اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦١ - ٢/ ٤ آشنايى با همه زبان ها
ديگر فضل من بر تو در چه بود؟».
سپس به من فرمود: «اى ابو محمّد! سخن هيچ يك از مردم يا پرنده يا چرنده و نه هيچ جاندارى بر امام، پوشيده نيست. هر كه اين ويژگىها را نداشته باشد، امام نيست».
٥٠٩. عيون أخبار الرضا عليه السلام- به نقل از ابو صلت هروى-: امام رضا عليه السلام به زبانهاى مختلف مردم، سخن مىگفت. به خدا سوگند، در هر زبان و گويشى، فصيحترين و داناترينِ مردم بود. روزى به ايشان گفتم: اى پسر پيامبر خدا! من از آشنايى شما با اين زبانهاى گونهگون، تعجّب مىكنم.
امام عليه السلام فرمود: «اى ابو صلت! من حجّت خدا بر خلق اويم و خداوند، حجّتى را بر مردم نمىگيرد كه زبانهاى ايشان را نداند. آيا اين سخن امير مؤمنان عليه السلام به تو نرسيده كه:" به ما سخن انجامين و فصل الخطاب داده شده است"؟ و آيا فصل الخطاب، چيزى جز دانستن زبانهاست؟!».
٥١٠. اعلام الورى- به نقل از ابو هاشم جعفرى-: هنگامى كه بُغا[٩٦٥] در جستجوى باديهنشينان، در روزگار واثق از مدينه عبور كرد، من در مدينه بودم. امام ابو الحسن [هادى] عليه السلام فرمود: «برويم تا آرايش جنگى اين تُرك را ببينيم». پس رفتيم و به نظاره ايستاديم و لشكرِ او از جلوى ما رژه رفت. در اين هنگام، تركى از جلوى ما گذشت و ابو الحسن عليه السلام با زبان تركى با او سخن گفت. او از اسبش فرود آمد و سُم مركب امام عليه السلام را بوسيد. من آن تُرك را سوگند دادم و به او گفتم: اين مرد به تو چه گفت؟
او پاسخ داد: آيا اين مرد، پيامبر است؟
گفتم: نه، او پيامبر نيست.
او گفت: اين مرد، مرا به اسمى خواند كه در كودكى در سرزمين تُركان (توران)
[٩٦٥]. از فرماندهان قدرتمند نظامى در عصر عبّاسى كه خود و سپاهش از تُركان آسياى ميانه بودند.