موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٣ - فصل در دعوت به اخلاص است
جبر و قَدَر نيست، ولى پيش اهلش مطلب روشن است، و غير آن را حق ورود در اين مطالب نيست؛ بلكه صاحب شريعت نهى فرموده است از دخول به اين مطالب [١].
در هر حال، از خداى مهربان در هر وقت خصوصاً در خلوات، با تضرّع و استكانت و عجز و مذلّت بخواه كه تو را هدايت كند به نور توحيد، و قلب تو را منوّر كند به بارقه غيبى يكبينى و يكپرستى، تا از همه عالم وارهى و همه چيز را ناچيز دانى. و با تضرّع از آن ذات مقدّس خواهش كن كه اعمال تو را خالص گرداند و تو را هدايت فرمايد به طريق خلوص و ارادت. و اگر داراى حالى شدى، اين بنده ضعيف بطّال خالى از حقيقت را كه عمر خود را صرف هوى و هوس نموده و دل او از كدورت معاصى و امراض قلبيه طورى شده است كه هيچ نصيحتى و هيچ آيه و روايتى و هيچ برهان و دليل و آيتى در او اثر نمىكند به دعايى ياد كرده، شايد به دعاى شما راه نجاتى پيدا كند؛ زيرا كه مؤمن را خدا ردّ نمىكند از درگاهِ خود و دعاى او را مىپذيرد.
پس از تذكّر به اين مطالب، كه خودت نيز مىدانستى و حرف تازهاى نبود، مدّتى مواظبت كن از قلب خود، و اعمال و رفتار و حركات و سكنات خود را در تحت مداقّه آورده، و خفاياى قلب را تفتيش كن و حسابِ شديد از او بكش، مثل اينكه اهل دنيا از يك نفر شريك، حساب مىكشند: هر عملى را كه شبهه ريا و سالوسى در اوست ترك كن گرچه عمل خيلى شريفى باشد. حتى اگر ديدى واجبات را در علن كردن خالص نمىتوانى بكنى، در خفا بكن؛ با اينكه مستحب است اتيان به آنها در علن [٢]. بلكه كمتر اتّفاق مىافتد در اصل واجب ريا شود؛ بيشتر در خصوصيات و مستحبات و زوايد اتّفاق مىافتد.
[١] امير المؤمنين عليه السلام در جواب شخصى كه ايشان را از «قَدَر» پرسيده بود فرمودند: «بَحْرٌ عَميقٌ فَلا تَلِجْهُ. ثُمَّ سَأَلَهُ ثانِيَةً فَقالَ: طَريقٌ مُظْلِمٌ فَلا تَسْلُكْهُ، ثُمَّ سَأَلَهُ ثالِثَةً فَقالَ: سِرُّ اللَّه فَلا تَتَكَلَّفْهُ»؛ «درياى ژرفى است، در آن فرو مرو. پس، بار دوم پرسيد، فرمود: راه تاريكى است آن را مپيما، سوم بار پرسيد، فرمود: راز خداست خود را به سختى مينداز». (نهج البلاغة، ص ٥٢٦، حكمت ٢٨٧، التوحيد، صدوق، ص ٣٦٥، حديث ٣)
[٢] ر. ك: وسائل الشيعة، ج ١، ص ٧٧، «أبواب مقدّمة العبادات»، باب ١٧؛ العروة الوثقى، ج ٢، ص ٤٠٩، مسألة ٣.