موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٦ - فصل در بيان آنكه در وقت مردن بعضى از احوال غيب بر او مكشوف شود
حاصل خواهد شد. و اگر اهل اصطلاحات نيست، نتيجه حاصل تواند كرد از تذكر محبوب و اشتغال قلب و حال به آن ذات مقدس. البته اين اشتغال قلبى و توجه باطنى اسباب هدايت او شود و حق تعالى از او دستگيرى فرمايد، و پردهاى از حجابها براى او بالا رود و از اين انكارهاى عاميانه قدرى تنزل كند؛ و شايد با عنايات خاصه حق تعالى راهى به معارف پيدا كند. إنَّهُ وَليُّ النِّعَمِ.
فصل در بيان آنكه در وقت مردن بعضى از احوال غيب بر او مكشوف شود
از اين حديث شريف معلوم شود كه در وقت «معاينه» بر انسان برخى از مقامات و احوال خودش منكشف شود. و اين مطابق ضربى از برهان و موافق مكاشفات اصحاب كشف و عيان و موافق با اخبار و آثار ديگر نيز هست. انسان تا اشتغال به تعمير اين عالم دارد و وجهه قلبش به اين نشئه است و سكر طبيعت او را بيخود كرده و مخدرات شهوت و غضب او را تخدير نموده، از صور اعمال و اخلاق خود بكلى محجوب است و از آثار آنها در ملكوت قلب او مهجور است؛ پس از آنكه سكرات موت و سختىها و فشارهاى آن بر او وارد شد، انصراف از اين نشئه تا اندازهاى حاصل مىكند؛ و اگر از اهل ايمان و يقين است و قلب او متوجه به اين عوالم بوده، در اواخر امر وجهه قلبش طبعاً متوجه به آن عالم مىشود و سائقهاى معنوى و ملائكة اللَّه موكَّل بر آن نيز او را سوق به آن عالم دهند؛ و پس از اين سوق و آن انصراف، نمونهاى از عالم برزخ بر او منكشف شود و روزنهاى از عالم غيب بر او مفتوح گردد، و حال خود و مقام خود تا اندازهاى بر او مكشوف گردد. چنانچه از حضرت امير- عليه السلام- منقول است إنَّهُ قالَ: «
حرام على كل نفس أن تخرج من الدنيا حتى تعلم أنه من أهل الجنة هي، أم من أهل النار» [١].
[١] حرام است بر هر نفسى كه از دنيا بيرون مىرود جز آنكه بداند از اهل بهشت است يا اهل دوزخ». (إحياء علوم الدين، ج ٤، ص ٧١٨؛ علم اليقين، ج ٢، ص ٨٥٣)