موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢٨ - فصل در بيان آنكه رَوح و راحت را حقّ تعالى در يقين و رضا قرار داده و حزن و همّ را در شكّ و سخط و اين به مقتضاى قسط و عدل است
انسانِ داراى يقين به حق و تقديرات او و معتمد به ركن ركين قادر على الاطلاق، كه جميع امور را از روى مصالح مقرر مىفرمايد و داراى رحمت كامله مطلقه و بالجمله رحيم مطلق و جواد مطلق است، البته با چنين يقينى امور مشكله بر او آسان شود و جميع مصيبتها براى او سهل گردد؛ و طلب او در تحصيل معيشت با طلب اهل دنيا و اهل شك و شرك بسيار فرق دارد.
آنهايى كه به اسباب ظاهريه اعتماد دارند، در حصول آنها دائماً متزلزل و مضطرب هستند؛ و اگر به آنها صدمهاى وارد شود، خيلى ناگوار به نظر آنها آيد، زيرا كه آن را محفوف به مصالح غيبيه نمىدانند.
و بالجمله، كسى كه تحصيل اين دنيا را سعادت خود مىداند، در تحصيل آن به رنج و عَنا مبتلا شود و راحت و خوشى از او بريده شود و تمام همّش و دقتش صرف در آن شود؛ چنانچه مىبينيم كه اهل دنيا دائماً در تعب هستند و راحتى قلب و جسم ندارند. و همينطور اگر از دست آنها دنيا و زخارف آن برود، به حزن و اندوه بىپايان مبتلا شوند؛ و اگر مصيبتى بر آنها وارد شود، تاب و توان از آنها برود و در مقابل حوادث اصطبار نكنند. و اين نيست جز آنكه شك و تزلزل در قضاى الهى و عدل آن دارند؛ و ثمره آن اين قبيل امور است. و ما پيش از اين در اين زمينه شرحى داديم و از اين جهت تكرار آن نارواست.
و اما بيان آنكه ترتب اين آثار بر يقين و رضا، و آن آثار بر شك و غضب، به جعل الهى است، و اين جعل عادلانه است، موقوف به بيان نفوذ فاعليت حق تعالى است در تمام مراتب وجود بدون آنكه جبر باطل مستحيل لازم آيد؛ و موقوف بر بيان لِمّى اتمّيت نظام وجود است. و اين هر دو از وظيفه اين اوراق خارج است. وَالْحَمْدُلِلَّهِ أَوّلًا وَآخِراً.