موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٧ - اثبات نبوّت خاصّه
خصال حميده و اصلاح نفس و اخلاق فاضله؛ و سوم راجع به اعمال قالبيه فرديه و اجتماعيه، سياسيه و مدنيه و غير آن- كاملتر از ديگران است. بلكه هر منصف بىغرض نظر كند، مىيابد كه طرف نسبت با آنها نيست. و در تمام دوره زندگانى بشر، قانون و شريعتى كه به اين اتقان باشد و در تمام مراحل دنيايى و آخرتى كامل و تامّ باشد وجود نداشته؛ و اين خود بزرگتر دليل بر حقانيت آن است.
بالجمله، بعد از اثبات نبوّت عامه و اينكه شريعتى از براى بشر خداى تعالى تشريع فرموده و طرق هدايت را به آنها فهمانده و آنها را در تحت نظم و نظام درآورده، اثبات حقّيت دين اسلام احتياج به هيچ مقدمه ندارد جز نظر كردن به خود آن و مقايسه بين آن و ساير اديان و شرايع در جميع مراحلى كه تصور مىشود احتياج بنىالانسان، از معارف حقه و ملكات نفسانيه، تا وظايف نوعيه و شخصيه و تكاليف فرديه و اجتماعيه.
اين يكى از معانى حديث شريف است كه مىفرمايد: «
الإسلام يعلو و لا يعلى عليه» [١]
. زيرا كه هر چه عقول بشر ترقى كند و ادراكات آنها زياد گردد، وقتى به حُجج و براهين اسلام نظر كنند، پيش نور هدايت آن خاضعتر شوند و حجتى در عالم غلبه بر آن نكند.
[
اثبات نبوّت خاصّه
] محصّل برهان ما بر اثبات نبوت خاتم النبيين- صلّى اللَّه عليه و آله- اين شد كه همينطور كه اتقانِ خلقت كائنات و حسن ترتيب و نظم آن ما را هدايت مىكند كه يك موجودى منظِّم اوست كه علمش محيط به دقايق و لطايف و جلايل است، اتقان احكام يك شريعت و حسن نظام و ترتيب كامل آن كه متكفل تمام احتياجات مادى و معنوى، دنيوى و اخروى، اجتماعى و فردى است، ما را هدايت مىكند به آنكه مشرِّع و منظِّمِ آن يك علم محيط مطلع بر تمام احتياجات عايله بشر است؛ و چون به بداهت عقل مىدانيم كه از عقل يك نفر بشر، كه تاريخ حيات او را همه مورخين ملل نوشتهاند و شخصى بوده كه تحصيل نكرده و در محيط عارى از كمالات و معارف تربيت شده، اين ترتيب
[١] «اسلام برتر است و چيزى بر آن برترى نيابد». (من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٢٤٣، حديث ٧٧٨؛ وسائلالشيعة، ج ٢٦، ص ١٤، «كتاب الفرائض و المواريث»، «أبواب موانع الإرث»، باب ١، حديث ١١)