موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٨ - فصل در بيان نكته شدّت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤمنين
منشأ هر خطيئه است [١]؛ چنانچه تمام اصلاحات نفسانى و اخلاقى و اعمالى از توجه به حق و دار كرامت آن و از بىعلاقگى به دنيا و عدم ركون و اعتماد به زخارف آن است.
پس، معلوم شد از اين مقدمه كه حق تعالى عنايت و الطافش به هر كس بيشتر باشد و مراحم ذات مقدس شامل حال هر كس زيادتر باشد، او را بيشتر از اين عالم و زخارف آن پرهيز دهد، و امواج بليّات و فتن را بر او بيشتر متوجه فرمايد، تا اينكه روحش از اين دنيا و زخارف آن منصرف و منزجر گردد و به مقدار ايمانش رو به عالم آخرت رود و وجهه قلبش متوجه به آنجا گردد. و اگر نبود از براى تحمل شدت ابتلا مگر همين يك جهت، هر آينه كفايت مىكرد. و در احاديث شريفه اشارت به اين معنا دارد:
مُحَمّدُ بْن يَعْقُوبَ بِإسْنادِهِ عَنْ أَبي جَعْفَرٍ- عليه السلام- قَالَ: «
إن الله تعالى ليتعاهد المؤمن بالبلاء كما يتعاهد الرجل أهله بالهدية من الغيبة، ويحميه الدنيا كما يحمي الطبيب المريض» [٢].
حضرت باقر- عليه السلام- فرمايد: «همانا خداى تعالى هر آينه تفقد كند مؤمن را به بلا چنانچه تفقد كند مردى عيال خود را به هديه از سفر، و هر آينه پرهيز دهد او را از دنيا، چنانچه پرهيز دهد طبيب مريض را».
و در حديث ديگر نيز به همين مضمون وارد است [٣].
و گمان نشود كه محبت حق و شدت عنايت ذات اقدس به بعضى بندگان- نعوذ باللَّه- جزاف و بىجهت است؛ بلكه هر قدمى كه مؤمن و بنده خدا به سوى او بردارد، عنايت حق به او متوجه شود، حق تعالى به قدر ذراعى به او نزديك شود [٤].
[١] اشاره است به حديثى از على بن الحسين عليه السلام كه فرمود: «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ». (الكافي، ج ٢، ص ١٣١، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب ذمّ الدنيا و الزهد فيها»، حديث ١١)
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٢٥٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب شدّة ابتلاء المؤمن»، حديث ١٧.
[٣] الكافي، ج ٢، ص ٢٥٨، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب شدّة ابتلاء المؤمن»، حديث ٢٨.
[٤] مضمون اين حديث قدسى است كه: «مَنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ شِبْراً تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعاً»؛ «هر كسى به قدر يك وجب به من نزديك شود، من به قدر يك ذراع به او نزديك شوم». (عوالي اللآلي، ج ١، ص ٥٦، حديث ٨١؛ كنز العمّال، ج ١، ص ٢٣٥، حديث ١١٧٨)