موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٦ - حديث بيست و دوم كراهت از مرگ
گفت:" اى ابىذرّ، چيست ما را كه مرگ را كراهت داريم؟" فرمود:" براى اينكه شما تعمير كرديد دنيا را و خراب كرديد آخرت را، پس كراهت داريد كه منتقل شويد از آبادان به سوى خرابه." پس گفت به او:" چگونه مىبينى وارد شدن ما را بر خدا؟" فرمود:" اما نيكوكاران از شما مثل غايب وارد شود بر اهلش؛ و اما بدكار از شما مثل بنده گريزانى كه برگردانده شود به سوى مولايش." گفت:" پس چگونه مىبينى حال ما را پيش خدا؟" فرمود:" عرضه داريد اعمال خود را بر قرآن، همانا خداوند مىفرمايد: «همانا نيكويان در نعمتها هستند، و همانا بدان در جهنماند»." حضرت فرمود: آن مرد گفت:" پس كجاست رحمت خدا؟" گفت:" رحمت خدا نزديك است به نيكوكاران"».
«فرمود حضرت صادق عليه السلام: و نوشت مردى به سوى ابىذرّ، رَضِىَ اللَّه عَنْه:
" اى اباذَرّ، تحفه اى بفرست مرا به چيزى از علم." پس نوشت به او:" همانا علم بسيار است؛ وليكن اگر بتوانى بدى نكنى به كسى كه دوست دارى او را، بكن." گفت آن مرد به او:" آيا ديدى كسى را كه بدى كند به كسى كه دوست مىدارد او را!" پس فرمود به او:
" آرى، نفس تو دوستترين نفسهاست به تو، پس وقتى كه تو عصيان خدا كنى بدى كردى به سوى او"».
شرح: بدانكه مردم در كراهت داشتن موت و ترس از آن بسيار مختلف هستند و مبادى كراهت آنها مختلف است. و آنچه را كه حضرت ابىذرّ- رضوان اللَّه تعالى عليه- بيان فرمودند حال متوسطان است؛ و ما اجمالًا حال ناقصين و كاملين را بيان مىنماييم.
پس، بايد دانست كه كراهت ما مردن را و خوف ما ناقصان از آن، براى نكتهاى است كه پيش از اين در شرح بعضى احاديث بدان اشاره نموديم. [١] و آن اين است كه انسان به حسب فطرت خداداد و جبلّت اصلى، حبّ بقا و حيات دارد [و] متنفر است از فنا و ممات. و اين متعلق است به بقاى مطلق و حيات دائمى سرمدى؛ يعنى بقايى كه در آن فنا
[١] ر. ك: صفحه ١٣٧- ١٣٨.