موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٣ - در اشاره به بعضى امانات حق تعالى است
بسيارى از خيالات از قبيل اشتهاى كاذب است! به مجرد آنكه در قلب خود دوستى از حضرت امير- عليه السلام- و اولاد طاهرينش ديديم، مغرور به اين دوستى مىشويم و گمان مىكنيم با ترك تبعيت اين دوستى محفوظ مىماند. چه اطمينان است كه اگر انسان مراقبت نكرد و آثار دوستى را ترك كرد، اين دوستى باقى بماند؟
ممكن است در آن فشارهاى سكرات كه از براى غير مؤمنين و مخلصين مىباشد انسان از دهشت و وحشتْ، على بن ابىطالب- عليه السلام- را فراموش كند.
در حديث است كه يك طايفه از اهل معصيت در جهنم معذباند، و اسم رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- را فراموش كنند؛ تا بعد از آنكه مدت عذاب سرآيد و از قذارات گناه تطهير و تخليص شوند، اسم مبارك آن حضرت به يادشان آيد يا به آنها القا شود؛ پس فرياد آنها به وامحمّدا!- صلّى اللَّه عليه و آله- بلند شود و مورد رحمت شوند [١].
ما گمان مىكنيم واقعه موت و سكرات آن شبيه به اوضاع اين عالم است. عزيزم، تو با يك مرض جزئى تمام معلوماتت را فراموش مىكنى، پس چه مىشود با آن سختىها و فشارها و مصيبتها و وحشتها؟ اگر انسان دوستى كرد و به لوازم دوستى رفتار كرد و متذكر محبوب بود و از او تبعيت كرد، البته آن دوستى با ولىّ مطلق و محبوب مطلق حق مورد نظر حق و محبوب حق است؛ ولى اگر ادعا كرد و عمل نكرد، بلكه مخالفت كرد، ممكن است قبل از رفتن از اين عالم و در اين تغييرات و تبديلات و جلوههاى گوناگون اين دنيا انسان از دوستى آن سرور منصرف شود؛ بلكه نعوذ باللَّه دشمن شود با آن حضرت؛ چنانچه ديديم اشخاصى را كه مدعى دوستى بودند، پس از معاشرت بىجا و اعمال ناهنجار دشمن شدند و عداوت ورزيدند با خدا و رسول- صلّى اللَّه عليه و آله- و اهل بيتش عليهم السلام.
[١] علم اليقين، ج ٢، ص ١٠٤٢- ١٠٤٣.