موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥٢ - از حديث ترديد
با آنكه ملك الموت موكّل بر توفّى نفوس است. اللَّه تَعالى هُوَ الْهادي وَالْمُضِلُّ: يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ [١]. با آنكه جبرئيل هادى است و رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- هادى است: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ [٢]. و شيطان مُضل است. و همينطور نفحه الهيه از صور حضرت اسرافيل به عين نفحه اسرافيليه مىدمد.
با يك نظر، اسرافيل و عزرائيل و جبرئيل و محمد- صلّى اللَّه عليه و آله- و ساير انبيا، و تمام دار تحقق، چه هستند كه در مقابل مُلك مَلِك على الاطلاق و اراده نافذه حق به آنها چيزى نسبت داده شود؟ تمامْ مظاهر قدرت و اراده حقاند: هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ [٣]. و به يك نظر، و آن نظرِ كثرت و توجه به اسباب و مسبّبات است، تمام اسباب به جاى خود درست و نظام اتمّ با يك نظم و ترتيبِ ترتّب مسبَّبات بر اسباب اداره شود، كه اندك سببى و واسطهاى را اگر از كار باز داريم، چرخ دايره وجود مىايستد؛ و ربط حادث به ثابت اگر نباشد با وسايط مقرره، قبض فيض و امساك رحمت شود. و اگر كسى با مبانى و مقدمات مقرره و در محالّ خود- خصوصاً كتب عرفانى شامخين، و در فلاسفه كتب صدر الحكماء و الفلاسفة و أفضل الحكماء الإسلامية- اين مشرب احلاى ايمانى را ادراك كند و به مقام قلب برساند، فتح اين ابواب بر او مىشود و مىيابد كه در مرحله تحقيق عرفانى تمام اين نسبتها صحيح و ابداً شائبه مجاز در آن نيست. چون بعضى از ملائكه موكله به نفوس مؤمنين و قبض ارواح مقدسه آنان مقامات مؤمنين را مىبينند در محضر مقدس حق تعالى، و از آن طرف كراهت مؤمنين را مىبينند، حالت تزلزل و ترديد در آنها حاصل آيد و همين حالت را حق تعالى به خود نسبت داده؛ چنانچه اصل توفّى و هدايت و ضلالت را نسبت داده است. و همانطور كه آنها صحيح است به حسب مسلك عرفانى، اين نيز صحيح است. ولى ادراك اين مشرب محتاج به حسن قريحه و لطافت و سلامت
[١] «هر كه را خواهد گمراه كند، و هر كه را خواهد هدايت كند». (النحل (١٦): ٩٣)
[٢] «تو فقط بيم دهندهاى؛ و براى هر گروهى راهنمايى هست». (الرعد (١٣): ٧)
[٣] «و اوست كه در آسمان خداست و در زمين خداست». (الزخرف (٤٣): ٨٤)