موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧١٣ - فصل در كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان
است، از تصادمات و تضاد بين موجودات است، نه به جهات موجوديه، بلكه به واسطه نقص در نشئه و تنگنايى مَقارّ آنهاست؛ و اين به حدود و نقايص رجوع شود كه بهكلى از حيطه نورِ جعلْ خارج و در حقيقتْ دون جعل است. اصل حقيقتْ نور وجود است كه برى از جميع شرور و عيوب و نواقص است؛ و اما نقايص و شرور و اشياى ضارّه و موذيه به جهات نقص و ضرر گرچه مورد جعل بالذات نيستند، ولى بالعرض مورد جعلاند، به حسب نظر بحثى و برهانى، زيرا كه اگر اصل عالم طبيعت متحقق نشود و به جهات وجوديه متعلق جعل نشود، [نقايص و شرور در آن متحقق نبود] چنانچه نفع و خير و كمال در آن متحقق نبود؛ زيرا اين قبيل از اعدام اعدام مطلقه نيستند، بلكه اعدام مضافه هستند كه به تبع ملكات يك تحقق بالعرض براى آنها هست؛ و قضيه منعقده از آنها قضيه معدوله يا موجبه سالبة المحمول است، نه سالبه محصّله [١].
بالجمله، آنچه بالذات متعلق خلقت و مورد جعل الهى است خيرات و كمالات است، و تخلّل شرور و مضارّ و غير آن در قضاى الهى به تبعيت و انجرار است. و اشاره به مقام اوّل فرموده در آيه شريفه ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ [٢]. و به مقام دوم در آيه شريفه قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ [٣]. و در آيات شريفه و احاديث اهل بيت عصمت عليهم السلام به اين دو اعتبار بسيار اشاره فرمودهاند. از آن جمله در اين حديث شريف كه فرمود، خير و شرّ هر دو متعلق جعل و خلقت هستند.
فصل در كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان
از تأمل در مطالب سابقه براى اهلش معلوم مىشود كيفيت اجراى حق خير و شر را به دست مخلوقات، بدون آنكه مستلزم مفاسد جبر شود. و تحقيق آن بهطورى كه
[١] الشفاء، الهيّات، ص ٤١٥؛ مجموعه مصنّفات شيخ إشراق، ج ٢، ص ٢٣٥؛ الحكمة المتعالية، ج ٢، ص ٣٤٧- ٣٥٦، و ج ٧، ص ٥٨.
[٢] النساء (٤): ٧٩.
[٣] النساء (٤): ٧٨.