موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٩ - فصل در شرايط توبه است
نجات را به تو نشان مىدهد. بدانكه يأس از رحمت حق بزرگترين گناهى است كه در نفس گمان نمىكنم هيچ گناهى بدتر و بيشتر از آن تأثير نمايد. انسان مأيوس از رحمت چنان ظلمتى قلبش را فرابگيرد و چنان افسارش گسيخته شود كه با هيچ چيز اصلاحش نمىتوان نمود. مبادا از رحمت حق غافل شوى و گناهان و تبعات آن در نظرت بزرگ آيد. رحمت حق از همه چيز بزرگتر و به هر چيز شامل است: «داد حق را قابليت شرط نيست» [١] تو از اوّل چه بودى؟ در ظلمتِ عدمْ قابليت و استعدادى نيست؛ حق- جلّ و علا- بىاستحقاق و استعداد و بدون سؤال و سابقه دعا، تو را نعمت وجود و كمالات وجود بخشيد؛ بسط بساط نعم غير محصوره و رحمتهاى غير متناهيه فرمود، و تمام موجوداتْ [را] مسخّر تو كرد؛ اكنون هم از عدم صِرف و از نابودى محض حالت بدتر نشده [است]. خداوند وعده رحمت داده، وعده مغفرت فرمود؛ تو يك قدم پيش بيا و به سوى درگاه قدس او قدم گذار، او خود از تو با هر وسيلهاى هست دستگيرى مىفرمايد.
و اگر نتوانستى تأديه حقوق او كنى، از حقوق خود مىگذرد؛ و حقوق ديگران را اگر نتوانستى تأديه نمايى، جبران مىفرمايد. قضيه جوان نبّاش [٢] را، كه در عهد رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- بود، شنيدى.
[١] «چاره آن دل عطاى مبدليست/ داد او را قابليت شرط نيست». (مثنوى معنوى، ص ٧٩٧، دفتر پنجم، بيت ١٥٣٧؛ شرح الأسماء، سبزوارى، ص ٢٢٨)
[٢] حكايت جوان نبّاش و توبه او در كتب تفسير و حديث نقل شده خلاصه آن اين است كه روزى معاذ بنجبل بر پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد شد و عرض كرد كه در آستانه درب جوانى است كه بهشدت مىگريد و تمناى ملاقات دارد. پيامبر او را پذيرفت و از سبب گريهاش پرسيد. گفت:" گناهان بزرگ كردهام و از آنها و خشم خداوند سخت مىترسم." پيغمبر وى را به رحمت و بخشايشگرى خداوند اميدوار ساخت و فرمود: «خداوند از گناهان بزرگ در مىگذرد». سپس از گناه او سؤال كرد، جوان گفت:" هفت سال بود كه نبش قبر مىكردم و كفن مىدزديدم تا شبى قبر دختر جوانى از انصار را شكافتم و با جنازه او بخفتم: چون از آنجا باز مىگشتم ندايى شنيدم كه مرا از عذاب خدا بيم مىداد." پيامبر چون حكايت جوان را شنيد او را از نزد خود راند. جوان بالاى كوهى رفت و چهل شبانه روز بر حال خود ناليد و گريست تا آيه: وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ... نازل گرديد، پس پيامبر نزد او رفت و وى را بشارت داد كه خداوند توبه او را پذيرفته است. (بحار الأنوار، ج ٦، ص ٢٣، حديث ٢٦؛ الأمالي، صدوق، ص ٤٥، مجلس ١١، حديث ٣)