موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥٠ - توجيه شيخ بهايى از حديث ترديد
فصل در بيان توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده
ما پيش از اين، در شرح بعضى احاديث، شرح اهانت مؤمنين را داديم [١]؛ و در اينجا محتاج به تكرار نيست. و اكنون شرح بعض فقرات ديگر آن را مىدهيم.
بدانكه آنچه در اين حديث شريف وارد است از نسبت تردد به حق تعالى، همينطور بعضى از امور ديگر كه در احاديث صحيحه بلكه در كتاب حكيم الهى مذكور است، از نسبت «بَداء» و «امتحان» به حق تعالى، مورد انظار علما گرديده؛ و هر يك به حسب مسلك خود توجيه و تأويلى از آن فرمودند.
[
توجيه شيخ بهايى از حديث ترديد
] چنانچه شيخ اجل بهايى- رضوان اللَّه عليه- در كتاب اربعين به سه وجه توجيه نموده كه مختصراً اشاره به آن مىكنيم:
اوّل، آنكه در كلامْ اضمار است؛ يعنى، اگر جايز باشد بر من تردد.
دوم، آنكه چون مردم در مَسائت كسانى كه محترم مىشمارند متردد هستند و در مسائت غير آنها متردد نيستند، جايز است كه تردد را به طريق استعاره عوض احترام ذكر كنند. و مقصود آن است كه هيچيك از مخلوقات چون مؤمن پيش من قدر و حرمت ندارد.
سوم، آنكه حق تعالى- چنانچه در حديث است- اظهار نعم و بشاراتى مىكند براى بنده مؤمن در حال احتضار كه كراهت موت را زائل كند و رغبت به دار قرار پيدا كند؛ پس تشبيه فرموده اين حال را به حال كسى كه اراده دارد دوست خود را متألم كند به المى كه دنبال آن فايده بزرگى است، پس آن شخص مردد شود در اينكه چگونه اين الم را به او وارد كند بهطورى كه اذيتش كم شود؛ پس دائماً اظهار مىكند مرغِّبات را تا
[١] ر. ك: صفحه ٣٣٨، شرح حديث نوزدهم؛ و صفحه ٦٤٥، شرح حديث سى و چهارم.