موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٦ - فصل در بيان علاج اين موبقه است
آنها به حق تعالى بغض پيدا كند: انسان بالجمله دشمنِ دوستِ دشمن است، و مبغضِ محبّ مبغوض است؛ پس، با دشمنى حق و ملائكه او، از اين عالم منتقل شده به خذلان ابدى و شقاوت دائمى رسد.
عزيزم، با بندگان خدا، كه مورد رحمت و نعمت او هستند و مخلّع به خلعت اسلام و ايماناند، دوستى پيدا كن و محبت قلبى داشته باش. مبادا به محبوب حق دشمنى داشته باشى كه حق تعالى دشمنِ دشمنِ محبوب خود است، و تو را از ساحت رحمت خود طرد مىكند. و بندگان خاص خدا در بين بندگان مخفى هستند، و معلوم نيست اين دشمنى تو و هتك ستر و كشف عورت اين مؤمن برگشت به هتك ستر خدا نكند. مؤمنين اولياء حقاند. دوستى با آنها دوستى با حق است؛ و دشمنى آنها دشمنى با حق است. بترس از غضب حق و برحذر باش از خصومت شفعاء روز جزا «
ويل لمن شفعاؤه خصماؤه» [١].
قدرى تفكر كن در اين نتايج دنيويه و اخرويه اين معصيت؛ و قدرى تأمل كن در آن صورتهاى موحشه مدهشه كه در قبر و برزخ و قيامت به آن مبتلا مىشوى؛ و مراجعه كن به كتب معتبره اصحاب- رضوان اللَّه عليهم- و اخبار مأثوره از ائمه اطهار- سلام اللَّه عليهم- كه حقيقتاً كمرشكن است؛ پس، موازنه و مقايسه كن بين يك ربع ساعت هرزه گويى و بذله سرايى و قضاى شهوت خيالى، و هزاران هزار سال گرفتارى، در صورتى كه اهل نجات باشى و با ايمان از اين عالم بروى؛ و الّا مقايسه كن آن را با خلود در جهنم و عذاب اليم هميشگى نَعُوذُ بِاللَّه مِنْهُ.
علاوه بر اين، تو اگر دشمنى نيز دارى با شخصى كه از او غيبت مىكنى، مقتضاى دشمنى نيز آن است كه از او غيبت [نكنى] اگر ايمان به احاديث دارى؛ زيرا كه در حديث وارد است كه حسنات غيبتكن منتقل مىشود به نامه عمل كسى كه از او غيبت كرده، و سيئات اين به نامه آن منتقل مىشود [٢]. پس خواستى دشمنى با او كنى، با خود دشمنى
[١] «واى به حال كسى كه شفاعت كنندگان او دشمنان او باشند». (مصرع اوّل بيتى است كه سبط ابن الجوزى در رثاى سيدالشهداء عليه السلام سروده است. ر. ك: البداية و النهاية، ابن كثير، ج ١٣، ص ١٩٥، وقايع سال ٦٥٤ هجرى)
[٢] ر. ك: صفحه ٣٤١.