موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٠٣ - فصل در بيان آنكه آدم مظهر تامّ الهى و اسم اعظم حق جلَّ و علاست
شش سطح مساوى بر زواياى قائمه.
قوله: «
والروح»
؛ روح در عرف اطبا عبارت است از بخار لطيفى كه از حرارت خون حيوان در قلب حادث شود. گويند: از براى قلب دو تجويف مىباشد: يكى در جانب ايمن، كه خون از كبد در آن منجذب شود، و در آنجا حرارت قلب او را تبخير كند، و آن بخارات در تجويف ايسر قلب سارى شود، و در آنجا به واسطه اعمال قلب تلطيف شود و روح حيوانى از آن تشكيل شود و در شرائين جريان پيدا كند به واسطه قبض و بسط قلب به ترتيبى كه مذكور است در محل خود. پس منبع اين روح حيوانى قلب است و مجراى آن شرائين است [١]. و گاهى اطلاق «روح» كنند به خون كه در كبد متمركز است و مجراى آن أوْرِده است؛ و آن را «روح طبيعى» گويند. چنانچه «روح» در اصطلاح حكما گاهى اطلاق شود بر روح نفسانى، كه مبدأ آن دماغ و مجراى آن اعصاب است؛ و آن ظهور و نازله روح مجردِ «امر» ى است كه سرّ سبحانى و «روح اللَّه» مشاراليه بقوله:
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي^ مىباشد. و پس از اين، بيان آنكه اين روحْ منفوخ به نفخه الهيه و مصطفى و مختار حق- جلَّ و علا- است مىشود ان شاء اللَّه.
فصل در بيان آنكه آدم مظهر تامّ الهى و اسم اعظم حق جلَّ و علاست
بدانكه ارباب معرفت و اصحاب قلوب فرمايند از براى هر يك از اسماء الهيه در حضرت واحديت صورتى است تابع تجلى به فيض اقدس در حضرت علميه، به واسطه حبّ ذاتى و طلب مفاتيح غيب الَّتي لا يَعْلَمُها إلّاهوُ [٢]. و آن صورت را «عين ثابت» در اصطلاح اهل اللَّه گويند [٣]. و به اين تجلى به فيض اقدس اوّلًا تعينات اسمائيه حاصل آيد؛ و به نفس همين تعينِ اسمى صور اسمائى، كه اعيان ثابته است، محقق گردد. و اوّل
[١] ر. ك: القانون، ج ١، ص ٩٨؛ الحكمة المتعالية، ج ٨، ص ١٥٠.
[٢] اشاره است به آيه مباركه وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ؛ «و نزد او كليدهاى غيب است كه كسىجز او آن را نمىداند». (الأنعام (٦): ٥٩)
[٣] شرح فصوص الحكم، قيصرى، ص ٦١، فصل ٣.