موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٣٠ - است
آنها كه به كلمات عرفاى شامخ و علماى باللَّه و اولياى رحمان خرده گيرى مىكنند خوب است ببينند كدام عارف ربّانى يا سالك مجذوبى بيشتر از آنچه اين آيه شريفه تامّه و نامه قدس الهى متضمن است بيانى كرده يا تازهاى به بازار معارف آورده؟ اينك اين كريمه الهيه و آن كتب مشحونه از عرفان عرفا. گرچه اين سوره مباركه «حديد»، خصوصاً اين آيات شريفه اوّل آن، مشتمل بر معارفى است كه دست آمال از آن كوتاه است، ولى به عقيده نويسنده اين آيه شريفه خصوصيت ديگرى دارد كه ديگر آيات را نباشد. و بيان اوّليت و آخريت و ظاهريت و باطنيت حق چيزى نيست كه به بيان آيد يا قلم را جرئت جسارت باشد؛ پس بگذريم و ادراك آن را به قلوب محبين و اوليا واگذار كنيم.
و امّا آيه شريفه چهارم [١]: اشاره به خلق سماوات و ارض است در شش روز، و استواى بر عرش است. و عقول ارباب عقل در تفسير اين آيه شريفه متحير است، و هر كس به حسب مسلك خود در علم و عرفان طورى تفسير نموده. چنانچه علماى ظاهر گويند مقصود از خلق در شش روز آن است كه اگر تقدير شود در زمان، با شش روز مطابق شود.
و جناب فيلسوف عظيم الشأن، صدر المتألهين- قدس سرّه- آن را تطبيق نموده به ايام ربوبيت، كه هزار سال است؛ و منطبق فرموده از زمان نزول آدم تا زمان طلوع شمس محمدى- صلّى اللَّه عليه و آله- را، كه شش هزار سال است، بر ايام ستّه؛ و ابتداى طلوع آن حضرت را طلوع يوم الجمعة و يوم الجمع، كه يوم سابع و اوّل روز قيامت و ابتداى استواى رحمان بر عرش است، دانسته. و اجمال آن را در شرح اصول كافى و
[١] (هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّموَاتِ وَالأرْضَ فِى سِتَّةِ أيّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِى الأرضِ وَمَا يَخْرُجُمِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعمَلُونَ بَصِيرٌ)؛ «اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد؛ سپس بر عرش قرار گرفت. هر چه به زمين فرو رود و از آن بيرون شود و هر چه از آسمان فرود آيد و در آن بالا رود؛ بداند. و هر جا باشيد او با شماست او به آنچه مىكنيد بيناست». (الحديد (٥٧): ٤)