موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧١٧ - در ابطال جبر است
موجداتى غير مستقل در فاعليت و ايجادند.
و بايد دانست- كه با تأمل در مطالبى كه در فصل سابق اشاره به آن شد معلوم شود- كه با آنكه خيرات و شرور هر دو، هم به حق و هم به خلق نسبت داده شود، و هر دو نسبت صحيح است، و از همين جهت فرموده در اين حديث كه خيرات و شرور را من اجرا فرمودم به دست بندگان، مع ذلك خيرات منتسب به حق تعالى است بالذات، و به عباد و موجودات منتسب است بالعرض. و شرور به عكس آن، به موجودات ديگر منسوب بالذات است، و به حق تعالى بالعرض منسوب است. و به اين معنا اشاره فرموده در حديث قدسى كه مىفرمايد: «اى پسر آدم من اولى به حسنات تو هستم از تو؛ و تو اولى به سيّئات خود هستى از من» [١]. و اشاره به آن در سابق نموديم و اكنون از ذكر آن صرف نظر مىنماييم. وَالْحَمْدُللَّه أوَّلًا و آخِراً.
[١] الكافي، ج ١، ص ١٥٧، «كتاب التوحيد»، «باب الجبر و القدر و الأمر بين الأمرين»، حديث ٣؛ التوحيد، صدوق، ص ٣٦٢، حديث ١٠؛ الجواهر السنيّة، ص ٣٥٦.