موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٧٠ - فصل در بيان آنكه حق تعالى سؤال نشود از آنچه بكند و ديگر موجودات سؤال شوند
طريق اجمال و مجادله به وجه احسن از تمام آنها يك جواب داده [١]. پس، حق تعالى به واسطه غايت كمال فعلش مورد سؤال نبايد شود؛ و ديگر موجودات مورد سؤال شوند به واسطه نقص آنها ذاتاً و فعلًا.
و ايضاً، حق تعالى بهواسطه آنكه حكيم على الاطلاق است، هر فعلى از او صادر شود در غايت اتقان است، پس مورد سؤال نبايد شود؛ به خلاف موجودات ديگر.
و ايضاً، حق تعالى چون هر فعلى از وجود مقدسش صادر شود، از حاقّ ذات و اصل حقيقت و صراح ماهيت اوست، و ديگر موجودات چنين نيستند؛ پس او فاعل بالذات است و سؤال به لمّيّت در او باطل است؛ به خلاف ديگر موجودات. و چون اراده و مشيت و قدرت عين ذات مقدس اوست، فاعليت بالذات در آن ذات مقدس عين فاعليت بالارادة و القدرة است، و شبهه فاعليت بالطبع نيايد. و اين يكى از مباحث شريفهاى است كه در محل خود مبرهن است، و به آن حل كثيرى از شبهههاى متكلمين مىشود در ابواب متفرقه معارف الهيه.
و از اين بيانات ارتباط اين جملهها كه در حديث شريف است و به طريق عليتِ هر يك براى ديگرى معلوم شود. پس، چون فعل حق در كمال تمام و نظام اتمّ است، سؤال نشود از آنچه كند؛ و ديگران چون چنين نيستند سؤال شوند. و اين علت از براى آن است كه او اولى به حسنات باشد و بنده اولى به سيّئات باشد. و اين علت آن است كه هر چه سيّئات باشد از بنده باشد و هر چه حسنات باشد از حق باشد. و با بيانات ديگر نيز اين ارتباط درست شود كه مذكور نشد. وَالْحَمْدُ للَّهأَوّلًا وَآخِراً.
[١] ر. ك: الملل و النحل، شهرستانى، ج ١، ص ٢٣- ٢٧؛ التفسير الكبير، ج ٢، ص ٢٣٦؛ رشحات البحار، الإنسان و الفطرة، ص ١٦٠.