موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٢٧ - است
موجودات را با جميع شؤون حياتيه، از قبيل علم و اراده و تكلم و غير آن. و اگر به رياضات معنوى داراى مقام مشاهده و عيان شد، آن گاه غلغله تسبيح و تقديس موجودات را عياناً مشاهده مىكند. و اكنون اين سكر طبيعت، كه چشم و گوش و ساير مدارك ما را تخدير كرده، نمىگذارد ما از حقايق وجوديه و هويات عينيه اطلاعى حاصل كنيم؛ و چنانچه مابين ما و حق حجبى ظلمانى و نورانى فاصله است، مابين ما و ديگر موجودات، حتى نفس خود، حجبى فاصله است كه ما را از حيات و علم و ساير شؤون آنها محجوب نموده. ولى از تمام حجابها سختتر حجاب انكار از روى افكار محجوبه است كه انسان را از همه چيز باز مىدارد. و بهتر وسايل براى امثال ما محجوبين تسليم و تصديق آيات و اخبار اولياى خداست و بستن باب تفسير به آرا و تطبيق با عقول ضعيفه است.
فرضاً ممكن شد تأويل نمودن آيات «تسبيح» را به تسبيح تكوينى بارد يا شعورى فطرى، با آيه شريفه قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ [١] چه كنيم؟ يا قضيه طير را، كه از شهر سبا براى حضرت سليمان خبر آورد [٢]. بايد چه كرد؟ و اخبارى كه در ابواب متفرقه از اهل بيت عصمت و طهارت شده، كه به هيچ وجه قابل اين تأويلات نيست، بايد چه كرد؟
بالجمله، سريان حيات و تسبيح شعورى علمى اشياء را بايد از ضروريات فلسفه عاليه و مسلمات ارباب شرايع و عرفان محسوب داشت؛ ولى كيفيت تسبيح هر موجودى و اذكار خاصهاى كه به هر يك اختصاص دارد، و اينكه صاحبِ ذكرِ جامعْ انسان است و ساير موجودات به مناسبت نشئه خود ذكرى دارند، اجمال آن ميزان علمى و عرفانى دارد كه مربوط به علم اسماء است؛ و تفصيل آن از علوم كشفى عيانى است كه از خصايص اولياى كمّل است.
[١] «مورچهاى گفت: اى مورچگان به خانههاى خويش درآييد تا سليمان و سپاهيان او ندانسته پايمالتاننسازند». (النمل (٢٧): ١٨)
[٢] النمل (٢٧): ٢٠- ٢٨.