موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٦ - حديث بيست و نهم وصاياى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به امير المؤمنين على عليه السلام
ترجمه: «ابن عمّار گويد: شنيدم از حضرت صادق- عليه السلام- كه مىفرمود: «در وصيت پيغمبر- صلّى اللَّه عليه و آله- به على- عليه السلام- اين بود كه فرمود:" اى على، سفارش مىكنم تو را در جان خودت به خويهايى؛ نگاهدار آنها را از من". پس از آن گفت:" خداوندا، اعانت فرما او را. اما اوّلى: راست گفتارى است. خارج نشود از دهان تو دروغى هيچگاه. و دومى: پرهيزگارى است. و جرئت مكن بر خيانت هرگز. سوم:
ترسناكى از خداوند است چنانچه گويى او را مىبينى. چهارم: گريه بسيار از ترس خداوند است. بر پا مىشود براى تو به هر قطره اشكى هزار خانه در بهشت. پنجم:
بخشيدن تو است مال و خونت را در راه دينت. ششم: گرفتن طريقه من است در نماز و روزه و صدقهام: اما نماز پنجاه ركعت؛ اما روزه پس سه روز در ماه: پنجشنبه در اوّل، و چهارشنبه در وسط، و پنجشنبه در آخر آن؛ و اما صدقه به قدر طاقت خود تا آنكه گويى اسراف كردم و حال آنكه اسراف نكردى. و ملازم باش با نماز شب؛ و ملازم [باش] با نماز شب؛ و ملازم باش با نماز شب. و بر تو [باد] به نماز ظهر، و بر تو باد به نماز ظهر، و بر تو باد به نماز ظهر. و بر تو باد به خواندن قرآن در هر حال. و بر تو باد به بلند نمودن دستهاى خود را در نماز و برگرداندن آنها را. و بر تو باد به مسواك نمودن در نزد هر وضويى. و بر تو باد نيكويىهاى اخلاق، پس آن را ارتكاب كن؛ و بدىهاى اخلاق، پس از آنها دورى كن. پس اگر نكردى، ملامت مكن مگر خود را"».
شرح: «خصال» جمع خصلت است و به معناى خوى است؛ چنانچه در صُراح است [١]. و بنابراين، استعمال آن در مطلق افعال و اخلاق، چنانچه در اين حديث شريف و غير آن وارد است، مجاز است. و شايد خصلت اعمّ از خوى باشد، تا در اين نحو استعمالات به طريق حقيقت باشد.
قوله:
«الورع»،
به فتح راء، و «رِعَة» مصدر «وَرِ عَ يَرِ عُ»، به كسر راء در هر دو است؛ به معناى تقوا يا شدت تقوا و كمال پرهيزگارى است. و شايد از وَرَّعْتُهُ تَوْريعاً، أَي كَفَفْتُهُ اخذ شده باشد؛ زيرا كه ورع در حقيقت كفّ نفس و نگاهدارى آن است از تعدّى از
[١] صراح اللغة، ص ٢٦٨، فصل الخاء من باب اللّام.