موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٣ - فصل در بيان علاج تكبّر است
حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى [١]، كه از هزار و سيصد و چهل تا پنجاه و پنج رياست تامه و مرجعيت كامله قطر شيعه را داشت، همه ديديم كه چه سيرهاى داشت. با نوكر و خادم خود همسفره و غذا بود؛ روى زمين مىنشست؛ با اصاغر طلّاب مزاحهاى عجيب و غريب مىفرمود. اخيراً كه كسالت داشت، بعد از مغرب بدون ردا يك رشته مختصرى دور سرش پيچيده بود و گيوه به پا كرده در كوچه قدم مىزد. وقعش در قلوب بيشتر مىشد و به مقام او از اين كارها لطمهاى وارد نمىآمد. غير از آن مرحوم، از علماى خيلى محترم قم بودند كه به هيچ وجه اين قيودى كه شيطان شما براى شما مىتراشد در آنها نبود. خود بضاعت خود را از بازار مىخريد؛ براى منزل خود آب از آب انبارها مىآورد؛ اشتغال به كار منزل پيدا مىكرد؛ مقدم و مؤخر و صدر و ذيل پيش نظر پاك آنها يكسان بود. تواضعشان بهطورى بود كه مايه تعجب انسان مىشد، و مقامات آنها محفوظ بود؛ محل آنها در قلوب بيشتر مىشد.
در هر حال، صفت نبى اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- و على بن ابى طالب- عليه السلام- انسان را كوچك نمىكند. ولى بايد ملتفت كيد نفس در اين مخالفت با او باشى كه گاهى دام خود را باز كرده از راه ديگر تو را زمين مىزند. مثلًا مىبينى بعضىها بهطورى در پايين مجلس مىنشينند كه مىفهمانند به حضار كه مقام من بالاتر از اينهاست، ولى تواضع كردم! يا مثلًا يك نفر كه مشتبه است كه بر او مقدم است اگر بر خود مقدم داشتند، يك نفر ديگر را كه معلومالتأخر است مقدم مىدارند كه رفع اشتباه كنند كه تقدم داشتن براى تواضع بود! اينها و صدها قبيل اين از مكايد نفس است؛ و علاوه
[١] آيت اللَّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (١٢٧٦-/ ١٣٥٥ ق) از فقيهان بزرگ و مراجع تقليدشيعه در قرن چهارده هجرى است. وى پس از تحصيلات مقدماتى به نجف و سامراء سفر كرد و در آنجا از درس استادانى چون ميرزاى بزرگ شيرازى، ميرزا محمدتقى شيرازى، آخوند خراسانى، سيد كاظم يزدى و سيد محمد اصفهانى فشاركى بهره گرفت. در سال ١٣٣٢ ق. به اراك آمد و در سال ١٣٤٠ ق. به قم مشرف گرديد و به اصرار بزرگان آن سامان و پس از استخاره در آنجا رحل اقامت افكند و حوزه علميه قم را تأسيس كرد. در حوزه درس ايشان عالمانى بزرگ تربيت شدند كه حضرت امام خمينى قدس سره در صدر آنان جاى دارند. از آثار اوست: درر الفوائد در اصول، الصلاة، النكاح، الرضاع و المواريث در فقه.