موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٦ - فصل در اينكه حسد گاهى مبدأ تكبر است
فصل در اينكه حسد گاهى مبدأ تكبر است
بدانكه گاهى چنين اتفاق افتد كه فاقد كمال به واجد كمال تكبر كند. مثلًا فقير به غنىّ، جاهل به عالم. و بايد دانست كه همانطور كه عجب گاهى مبدأ تكبر است، حسد نيز گاهى مبدأ آن شود. ممكن است انسان چون خود را فاقد آن كمال ديد كه در غير است، به آن حسد ورزد؛ و اين سبب شود كه كبر كند به غير و آن را هر چه تواند تذليل و توهين كند. در كافى شريف از حضرت صادق- عليه السلام- حديث كند كه فرمود كه «كبر گاهى مىباشد در اشرار مردم از هر جنس». پس از آن فرمودند- بعد از كلامى- كه «رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- مىگذشت در بعضى از كوچههاى مدينه، يك زن سياهى سرگين جمع مىكرد. گفته شد به او: دور شو از سر راه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله. گفت:" راه گشاد است!" بعضى از همراهان به او قصد تعرض كردند، پيغمبر فرمود:" واگذاريد او را كه او متكبر است"» [١].
و گاهى در بعضى از اهل علم اين صفت پيدا شود و عذر تراشد كه تواضع براى اغنيا خوب نيست؛ و نفس اماره به او گويد كه تواضع از براى اغنيا ايمان را ناقص كند.
بيچاره فرق نمىگذارد بين تواضع براى غناى اغنيا و غير آن: يك وقت رذيله حب دنيا و جذبه طلب شرف و جاه انسان را به تواضع وامىدارد، اين خُلقِ تواضع نيست؛ اين تملق و چاپلوسى است، و از رذائل نفسانيه است. صاحب اين خُلق از فقرا تواضع نكند مگر آنكه در آنها طمعى داشته باشد يا طعمه سراغ كند.
[١] عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام- قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «الْكِبْرُ قَدْ يَكُونُ فِي شِرَارِ النَّاسِ مِنْ كُلِّ جِنْسٍ، وَالْكِبْرُ رِدَاءُ اللَّهِ، فَمَنْ نَازَعَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ رِدَاءَهُ لَمْ يَزِدْهُ اللَّهُ إِلَّا سَفَالًا، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم مَرَّ فِي بَعْضِ طُرُقِ الْمَدِينَةِ وَسَوْدَاءُ تَلْقُطُ السِّرْقِينَ. فَقِيلَ لَهَا: تَنَحَّي عَنْ طَرِيقِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَتْ: إِنَّ الطَّرِيقَ لَمُعْرَّضٌ، فَهَمَّ بِهَا بَعْضُ الْقَوْمِ أَنْ يَتَنَاوَلَهَا؛ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم: دَعُوهَا فَإِنَّهَا جَبَّارَةٌ». (الكافي، ج ٢، ص ٣٠٩، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الكبر»، حديث ٢)