موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٨٢ - در بيان آنكه هر شيئى ابسط باشد مفاهيم كماليه بيشتر بر او صدق كند
آن است كه علم و اراده به حيثيت واحده براى حق ثابت، و سمع و بصر و علم در ذات مقدس حق حيثيات مختلفه ندارند، اين مطلبى است حق و موافق برهان؛ ولى اختصاص به اين اوصاف وجهى ندارد، بلكه مطلق اوصاف به حقيقت وجود صرف راجع است. و اين معنا منافات ندارد با اثبات اوصاف مختلفه متكثره براى ذات حق؛ بلكه مؤكد آن است، زيرا كه به وضوح پيوسته كه هر چه وجود به وحدت نزديكتر باشد و از افق كثرت بعيدتر و مبراتر باشد، جامعتر است نسبت به اسماء و صفات، تا آنكه به صرف وجود و حقيقت بسيطه واجبه، جَلَّتْ عَظَمَتُه و عَظُمَتْ قُدْرَتُه، رسد كه غايت وحدت و بساطت است و مستجمع جميع كمالات و جامع تمام اسماء و صفات است و تمام مفاهيم كمال و معانى جلال و جمال بحقيقت بر او صدق كند و صدق آنها بر ذات مقدس احقّ و اولى است به جميع مراتب احقّيت و اولويت.
در بيان آنكه هر شيئى ابسط باشد مفاهيم كماليه بيشتر بر او صدق كند
و اجمال بيان آنكه وحدت هر چه اقوا و اتمّ شد، صدق مفاهيم كمال بيشتر گردد و اسماء و صفات افزايش يابد. و به عكس، هر چه موجود به افق كثرت نزديكتر باشد، مفاهيم كمال به آن كمتر صدق كند، و صدق آن نيز بر آن ضعيفتر و نزديكتر و شبيهتر به مجاز باشد. [و اين به علت] آن است كه وحدت مساوق با وجود و از كمالات موجود بما هو موجود است؛ و معنى «مساوق» در اين حال اين است كه در مفهومْ «وجود» و «وحدت» گرچه مخالف هستند، ولى در خارجْ حقيقت وجود عين حقيقت وحدت است. چنانچه كثرت در هر جا بار اندازد، نقص و عدم و شرّ و ضعف و فتور بار اندازد. و از اين جهت است كه هر چه وجود تنزل به منازل نقص كند، كثرت از تمام مراتب وجود بيشتر است.
و مقام ربوبيت و ساحت مقدس كبريايى- جلّ و علا- كه صرف وجود است، صرف وحدت و بساطت است و در او كثرت و تركيب به هيچ وجه راه ندارد.
و در سابق اشاره كرديم به اينكه وجود اصل حقيقت كمال و سرچشمه جلال و