موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٥ - فصل انسان در قيد اسارت نفس و شهوات به مقامات معنوى نائل نمىشود
اسارت و رقيت در تحت فرمان شهوت و غضب باشد. خداى تعالى فرمايد: وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً [١]. « [و] يافتند آنچه كرده بودند حاضر». و فرمايد: لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ [٢]. آنچه به ما مىرسد در آن عالم، صورت اعمال خود ماست.
سلسلههاى پيچ در پيچ شهوات و هواها را پاره كن و كند قلب را بشكن و از اسارت بيرون بيا و در اين عالم آزادانه زيست كن تا در آن عالم آزاد باشى؛ وگرنه صورت اين اسارت را در آنجا حاضر خواهى ديد. و بدانكه آن طاقت فرساست. اولياى خدا با آن كه از اسر و رقّيت به كلى خارج شده بودند و به حريت مطلقه نائل بودند، با اين حال دلهاى آنها چنان لرزان بود و از عاقبت امر چنان ناله مىكردند و جزع مىنمودند كه عقول متحير از آن است.
فصل انسان در قيد اسارت نفس و شهوات به مقامات معنوى نائل نمىشود
] گرچه مطالبى كه در اين اوراق است از امور شايعه رايجه و از مكررات بايد به شمار آورد، ولى باكى از اين تكرار نيست. تذكر نفس و تكرار حق امر مطلوبى است؛ و از اين جهت در اذكار و اوراد و عبادات و مناسكْ تكرار مطلوب است. و نكته اصلى آن عادت دادن نفس و مرتاض نمودن آن است. پس، از تكرار اى عزيز [ملول] مشو؛ و بدانكه تا انسان در قيد اسارت نفس و شهوات آن است و سلسلههاى طولانى شهوت و غضب در گردن اوست، به هيچ يك از مقامات معنوى و روحانى نائل نمىشود، و سلطنت باطنيه نفس و اراده نافذه آن بروز و ظهور نمىكند و مقام استقلال و عزت نفس، كه از بزرگترين مقامات كمال روحانى است، در انسان پيدا نمىشود. بلكه اين اسارت و رقّيتْ باعث مىشود كه انسان سرپيچ از اطاعت نفس نباشد در هيچ حال.
و چون سلطنت نفس اماره و شيطان در باطن قوى شد و تمام قوا سر به رقّيت و
[١] الكهف (١٨): ٤٩.
[٢] البقرة (٢): ٢٨٦.