موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٤ - حديث هشتم عصبيت
و «عصبيت» و «تعصب» حمايت كردن و مدافعه نمودن است [١]. اينها كه ذكر شد كلمات اهل لغت بود.
فقير گويد: عصبيت يكى از اخلاق باطنه نفسانيه است كه آثار آن مدافعه كردن و حمايت نمودن از خويشاوندان و مطلق متعلقان است، چه تعلق دينى و مذهبى و مسلكى باشد، يا تعلق وطنى و آب و خاكى يا غير آن، مثل تعلق شغلى و استاد و شاگردى و جز اينها. و اين از اخلاق فاسده و ملكات رذيلهاى است كه منشأ بسيارى از مفاسد اخلاقى و اعمالى گردد. و خود آن فى نفسه مذموم است گرچه براى حق باشد؛ يا در امر دينى باشد و منظور اظهار حق نباشد، بلكه منظور غلبه خود يا هممسلك خود يا بستگان خود باشد. اما اظهار حق و ترويج حقيقت و اثبات مطالب حقه و حمايت براى آن يا عصبيت نيست، يا عصبيت مذمومه نيست. ميزان در امتيازْ اغراض و مقاصد و قدم نفس و شيطان و حق و رحمان است.
و به عبارت ديگر، انسان در عصبيتهايى كه مىكشد و حمايتهايى كه مىكند از بستگان و متعلقان خود، يا نظرش محض اظهار حق و اماته باطل است، اين عصبيت ممدوحه و حمايت از جانب حق و حقيقت است و از بهترين صفات كمال انسانى و خلق انبيا و اوليا است؛ و علامت آن، آن است كه حق با هر طرف هست از آن طرف حمايت كند گرچه از متعلقان او نباشد، بلكه از دشمنان او باشد. چنين شخصى از حمايت كنندگان حِماى حقيقت و در زمره طرفداران فضيلت و حاميان مدينه فاضله به شمار آيد و عضو صالح جامعه و مصلح مفاسد جمعيت است. و اگر نفسيت و قوميت او را تحريك كرد كه اگر باطلى هم از خويشاوندان و منسوبان خود ببيند با آنها همراهى كند و از آنها حمايت كند، چنين شخصى داراى ملكه خبيثه عصبيت جاهليت است، و از اعضاى فاسده جامعه و مفسد اخلاط صالحه است، و در زمره اعراب جاهليت به شمار رود- و آنها يك دسته از عربهاى بياباننشين بودند قبل از اسلام در زمان غلبه ظلمت و جهالت و نادانى؛ و در آنها اين خُلق زشت و ملكه ناهنجار كمال قوّت را داشته. بلكه
[١] النهاية، ابن اثير، ج ٣، ص ٢٤٥؛ مرآة العقول، ج ١٠، ص ١٧٣.