موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٧ - فصل ذكر اخبارى در دورى ائمه- عليهم السلام- از وسواس
- رضوان اللَّه عليهم- از آن اسمىنديديم!
اگر اهل طهارت واقعى هستى، چرا اهل حلّيّت واقعى نيستى؟ فرضاً كه طهارت واقعى مىخواهى تحصيل كنى، آيا ده مرتبه در آب كُر و جارى شستشو كردن چيست؟
با آنكه در آب جارى يك مرتبه و در آب كُر- در غير بول يا بعضى نجاسات ديگر- يك مرتبه، و در بول نيز على المشهور يك مرتبه كفايت مىكند، و دو مرتبه اجماعاً كافى است، پس چندين مرتبه شستن نيست مگر از تدليسات شيطان و تسويلات نفس. و چون امرى است بىمايه آن را سرمايه قدس فروشى مىكنند!
از اينها بدتر و فضيحتر وسوسه بعضى است در نيّت نماز و «تكبيرة الاحرام»؛ زيرا كه در آن مرتكب چندين محرّم مىشوند و خود را از مقدسين محسوب مىدارند و با اين عمل براى خود مزيت قائل مىشوند! در اين نيّت كه تمام اعمال اختياريه را بدون آن نمىتوان اتيان كرد، و يكى از امورى است كه لازمه اعمال اختياريه است و انسان نمىتواند يكى از اعمال عباديه يا غير عباديه را بدون آن اتيان كند، با اين وصف، به اختلافِ شيطنتِ آنها و تسلط شيطان بر آنها، از يك ساعت تا چند ساعت گاهى گرفتار حصول اين امر ضرورى الوجود هستند و آخرالامر حاصل نمىشود! آيا اين امر را بايد از خطرات شيطانيه و اعمال ابليس لعين دانست كه اين بيچاره را افسار كرده و امر ضرورى را بر آن مختفى نموده و او را مبتلا به محرّمات كثيره، از قبيل قطع صلاة و ترك آن و گذشتن وقت آن، نموده، يا از طهارت باطن و قدس و تقوا بايد محسوب داشت؟
و از شؤون وسوسه يكى اقتدا نكردن به كسانى است كه به حكم نصّ و فتوا محكوم به عدالت هستند و ظاهر آنها صالح و به اعمال شرعيه مواظب هستند و باطن آنها را خداوندْ عالِم است و تفتيش از آن لازم نيست، بلكه جايز نيست، با اين وصف، شخص وسواسى را شيطان مهار مىكند و در گوشه مسجد از جماعت مسلمين كناره گرفته فرادى نماز مىخواند! و معلل مىكند عمل خود را به اينكه شبهه مىكنم به دلم نمىچسبد! ولى در عين حال از امامت مضايقه ندارد! با آنكه كار امامت سختتر و جاى شبهه در آن بيشتر است، ولى چون موافق هواى نفس است در آن شبهه نمىكند!