موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٠ - در ذكر برزخ و قبر
در ذكر برزخ و قبر
و ببايد دانست كه عالم برزخ هر كس نمونهاى از نشئه قيامت اوست. و برزخ عالم متوسط بين اين عالم و عالم قيامت است، و روزنهاى از بهشت و جهنم به سوى آن باز است. چنانچه در ذيل اين حديث شريف اشاره به آن شده؛ و در حديث معروف نبوى: «
القبر إما روضة من رياض الجنة؛ أو حفرة من حفر النيران» [١]
نيز اشاره به همين معنا است.
پس، معلوم شد كه انسان در وقت احتضار و معاينه، آثار و صور اعمال خود را مشاهده مىكند و بشارت جنّت و نار را از ملك الموت مىشنود. و چنانچه اين آثار بر او تا اندازهاى كشف مىشود، آثارى كه از اعمال و افعال در قلب حاصل شده، از نورانيت و شرح صدر و وسعت، و اضداد اينها، مثل كدورت و ضيق صدر و ظلمت و فشار، را نيز معاينه مىكند.
پس، در نزد معاينه برزخْ قلب مستعد شود براى معاينه نفحات لطيفه لطفيه و جماليه، و در آن، آثارِ تجليات لطف و جمال بروز كند، اگر از اهل سعادت و ايمان باشد.
پس، قلب حبِّ لقاءاللَّه پيدا كند و آتش اشتياق جمال محبوب در قلبش افروخته گردد، اگر از اهل سابقه حُسنى و حبّ و جذبه ربوبى بوده. و جز خداوند كسى نداند كه در اين تجلى و شوق چه لذاتى و كراماتى است.
و اگر اهل ايمان و عمل صالح بوده، از كرامات حق تعالى به او به اندازه ايمان و اعمالش عنايت شود، و آنها را بالعيان در دم احتضار ببيند. پس، اشتياق موت و لقاء كرامات حق در او حاصل شود و با رَوح و راحت و بهجت و سرور از اين عالم منتقل شود. و لذت اين بهجت و سرور را و طاقت رؤيت اين كرامات را چشمهاى مُلكى و ذايقههاى دنيايى ندارد.
[١] «گور انسان يا باغى از باغهاى بهشت است يا گودالى از گودالهاى دوزخ». (بحار الأنوار، ج ٦، ص ٢٧٥؛ الحكمة المتعالية، ج ٩، ص ٢١٩)