موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٤ - فصل در بيان مراتب نفاق است
شريف اشاره باشد به صفت زشت نفاق؛ و چون اين دو صفت از اظهر صفات و اخص خواص منافقان است، به ذكر آنها بالخصوص پرداخته. و نفاق يكى از رذائل نفسانيه و ملكات خبيثه است كه اينها آثار آن است؛ و از براى آن درجات و مراتبى است. و ما انشاءاللَّه در ضمن چند فصل به ذكر مراتب و مفاسد آن و علاج آن به قدر مقدور مىپردازيم.
فصل در بيان مراتب نفاق است
بدانكه از براى نفاق و دورويى، مثل ساير اوصاف و ملكات خبيثه يا شريفه، درجات و مراتبى است در جانب شدت و ضعف. هر يك از اوصاف رذيله را كه انسان در صدد علاج آن برنيايد و پيروى از آن نمايد، رو به اشتداد گذارد. و مراتب شدت رذائل چون شدت فضائل غير متناهى است.
انسان اگر نفس امّاره را به حال خود واگذار كند، به واسطه تمايل ذاتى آن به فساد و ناملايمات عاجله نفسانيه و مساعدت شيطان و وسواس خنّاس ميل به فساد كند؛ و رذائل آن در هر روز رو به اشتداد و زيادت گذارد تا آنجا رسد كه آن رذيلهاى كه از آن پيروى كرده صورت جوهريه نفس و فصل اخير آن گردد و تمام مملكت ظاهر و باطن در حكم آن درآيد. پس، اگر آن رذيله رذيله شيطانيه باشد، همچون نفاق و دورويى كه از خواص آن ملعون است- چنانچه قرآن شريف از آن خبر داده بقوله: وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ [١]؛ «قسم خورد از براى حضرت آدم و حوّا- سلام اللَّه عليهما- كه من از پند دهندگان شما هستم». با آنكه به خلاف آن بود- مملكتْ تسليم شيطان شود، و صورت اخيره نفس و باطن ذات و جوهر آن صورتِ شيطان گردد؛ و صورت ظاهر آن نيز در آن دنيا ممكن است صورت شيطان باشد، گرچه در اينجا به صورت و شكل انسانى است.
[١] الأعراف (٧): ٢١.