موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٧٢ - در بيان سرّ رفع يَدَيْن است
و اين فرموده مطابق است با آنچه بعض اهل معرفت گويند [١] در سرّ رفع يد كه به واسطه آن، غير را به پشت سر اندازد و خار طريق وصول را از ميان بردارند و خود را منقطع از ماسوا و خالص و مخلص- بىشائبه توجه به غير و غيريت كه شرك است در مذهب عشق و محبت- گردانند؛ آن گاه به معراج حقيقى معنوى و مسافرت الى اللَّه روند.
و اين مسافرت و معراج بىرفض غير و غيريت و ترك خودى و انانيت صورت نگيرد؛ چنانچه با تكبيرات سبعه افتتاحيّه خرق حجب سبعه كليه مُلكيه و ملكوتيه گردد.
پس، نماز اوليا چنان است كه در هر تكبيرى حجابى خرق كنند، و عوالم اين حجاب را رفض كنند، و قاطنين اين سُرادق را ترك گويند. پس از آن، كشف حجاب ديگرى بر آنها شود و تجلى تقييدى ديگرى بر قلوب آنها گردد؛ باز آن خار طريق آنها نگردد و مايه سرگرمى و توجه قلبى آنها نشود، و آن را به تكبير ديگر خرق كنند. گويى باطن قلب آنها مىسرايد: اللَّهُ أَكبَرُ مِنْ أَنْ يَتَجَلّى تَجَلِّياً تَقْيِيديّاً؛ چنانچه شيخ الاولياء و المخلصين، جناب خليل الرحمن، در آن سفر عرفانى شهودى و تجليات تقييدى فرمود.
پس، سالك الى اللَّه و مسافر كوى عشق و مجذوب طريق وصول يك يك حجب را خرق كند تا به تكبير آخر رسد، و بدان حجاب سابع را خرق كند و رفض غير و غيريت كند و گويد: وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ [٢] تا آخر آيه، چنانچه حضرت ابراهيم خليل گفت.
پس از آن، فتح باب گردد و كشف سُبحات جلال بر او شود؛ باز استعاذه كند و با اسم خداى تعالى وارد شود. و اشاره به اين فرموده است در حديث شريف محمّد بن علىّ بن الحسين- رضوان اللَّه عليه- بِإسْنادِهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ- عليه السلام- أَنَّهُ رَوى لِذَلِكَ عِلَّةً أُخْرَى وَهِيَ:
«أن النبي- صلى الله عليه و آله- لما أسري به إلى السماء، قطع سبع حجب؛ فكبر عند كل حجاب تكبيرة؛ فأوصله الله عز و جل بذلك إلى منتهى الكرامة» [٣].
[١] أسرار العبادات وحقيقة الصلاة، قاضى سعيد قمّى، ص ٤١؛ شرح توحيد الصدوق، ج ١، ص ٦٠٧؛ أسرارالحكم، ص ٦٠٤.
[٢] «من روى خويش را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد». (الأنعام (٦): ٧٩)
[٣] وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٢٢، «كتاب الصلاة»، «أبواب تكبيرة الإحرام»، باب ٧، حديث ٥.