موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٠ - فصل در بيان تأثير حظوظ دنيويه در قلب و مفاسد آن
و از مفاسد بسيار بزرگ آن، چنانچه حضرت شيخ عارف [١] ما- روحى فداه- مىفرمودند، آن است كه اگر محبت دنيا صورت قلب انسان گردد و انس به او شديد شود، در وقت مردن كه براى او كشف شود كه حق تعالى او را از محبوبش جدا مىكند و مابين او و مطلوباتش افتراق مىاندازد با سخطناكى و بغض به او از دنيا برود. و اين فرمايش كمرشكن بايد انسان را خيلى بيدار كند كه قلب خود را خيلى نگاه دارد. خدا نكند كه انسان به ولىّنعمت خود و مالك الملوك حقيقى سخطناك باشد كه صورت اين غضب و دشمنى را جز خداى تعالى كسى نمىداند.
و نيز شيخ بزرگوار ما- دام ظله- از پدر بزرگوار خود نقل كردند كه در اواخر عمر وحشتناك بود از براى محبتى كه به يكى از پسرهاى خود داشت. و پس از اشتغال چندى به رياضت از آن علاقه راحت شد و خشنود گرديد و به دارسرور انتقال پيدا كرد- رضوان اللَّه عليه-.
في الكافي بإسْنادِهِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ أَبي عَبْدِاللَّه- عليه السلام- قالَ: «
مثل الدنيا كمثل ماء البحر، كلما شرب منه العطشان ازداد عطشا حتى يقتله» [٢]
. يعنى حضرت صادق- عليه السلام- فرمود: «مَثل دنيا، مَثل آب درياست؛ هر چه تشنه از او بياشامد، تشنگى را زيادتر كند تا بكشد او را». محبت دنيا انسان را منتهى به هلاكت ابدى مىكند و ماده تمام ابتلائات و سيّئات باطنى و ظاهرى است.
و از جناب رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- منقول است كه «درهم و دينارْ كسانى را كه قبل از شما بودند كشتند، و كُشنده شما هم آنهاست» [٣].
فرضاً كه انسان مبتلاى به معاصى ديگر نگردد- گرچه بعيد بلكه محال عادى است- خودِ تعلق به دنيا و محبت به آن، اسباب گرفتارى است؛ بلكه ميزان در طول
[١] مراد مرحوم آيت اللَّه شاهآبادى است.
[٢] الكافي، ج ٢، ص ١٣٦، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب ذمّ الدنيا و الزهد فيها»، حديث ٢٤.
[٣] قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: «إِنَّ الدِّينَارَ وَالدِّرْهَمَ أَهْلَكَا مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ وَهُمَا مُهْلِكَاكُمْ». (الكافي، ج ٢، ص ٣١٦، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب حبّ الدنيا و الحرص عليها»، حديث ٦)