موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٥ - فصل بيان كلام مولانا مجلسى (ره) در حقيقت دنياى مذمومه
و پس از مردن است، نامش آخرت است. پس آنچه از براى تو در آن حظ و نصيب و شهوت و لذّت است قبل از موت، آن دنياست در حق تو [١].
فقير گويد كه مىتوان گفت كه دنيا گاهى گفته مىشود به نشئه نازله وجود كه دار تصرّم و تغيير و مجاز است؛ و آخرت به رجوع از اين نشئه به ملكوت و باطن خود كه دار ثبوت و خلود و قرار است. و اين نشئه از براى هر نفسى از نفوس و شخصى از اشخاص متحقّق است. بالجمله، از براى هر موجودى مقام ظهور و مُلك و شهودى است، و آن مرتبه نازله دنياويه آن است؛ و مقام بطون و ملكوت و غيبى است، و آن نشئه صاعده اخرويه آن است. و اين نشئه نازله دنياويه گرچه خود بذاته ناقص و اخيره مراتب وجود است ولى چون مهد تربيت نفوس قدسيه و دارالتحصيل مقامات عاليه و مزرعه آخرت است، از احسن مشاهد وجوديه و اعز نشآت و مغتنمترين عوالم است پيش اوليا و اهل سلوك آخرت. و اگر اين مواد ملكيه و تغييرات و حركات جوهريه طبيعيه و اراديه نبود و خداى تعالى مسلط نكرده بود بر اين نشئه تبدلات و تصرمات را، احدى از نفوس ناقصه به حد كمال موعود خود و دار قرار و ثباتِ خود نمىرسيد، و نقص كلى در ملك و ملكوت وارد مىشد. و آنچه در لسان قرآن و احاديث وارد شده از مذمت اين عالم در حقيقت به خود او رجوع نمىكند، به حسب نوع و اكثريت؛ بلكه به توجه به آن به علاقه قلبيه و محبت به آن رجوع مىكند.
پس، معلوم شد كه از براى انسان دو دنياست: يكى ممدوح و يكى مذموم. آنچه ممدوح است، حصول در اين نشئه كه دارالتربية و دارالتحصيل و محل تجارت مقامات و اكتساب كمالات و تهيه زندگانى سعادتمند ابدى است كه بدون ورود در اينجا امكانپذير نيست. چنانچه حضرت مولى الموحدين و امير المؤمنين- صلواتاللَّه عليه- در يكى از خطبههاى خود مىفرمايد- پس از آنكه شنيد از يك نفر كه ذم دنيا مىكند-:
«إن الدنيا دار صدق لمن صدقها، ودار عافية لمن فهم عنها؛ ودار غنى لمن تزود منها؛ ودار موعظة لمن ا تعظ بها؛ مسجد أحباء الله و مصلى ملائكة الله و مهبط و حي الله و متجر أولياء الله.
[١] بحار الأنوار، ج ٧٠، ص ٢٥؛ مرآة العقول، ج ١٠، ص ٢٤٦.