موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٣ - حديث بيست و پنجم وسوسه و شك
آن نيز بر طبق علوم آن، و ارادات بر طبق اشتياقات، و بالاخره اعمال قلبيه و قالبيه و ظاهريه و باطنيه از روى ميزان عقل و حكمت واقع شود.
و از براى اين القائات شيطانيه و مَلكيه و رحمانيه مراتب و مقاماتى است كه اكنون مناسب نيست تفصيل آن.
و دلالت به آنچه ذكر شد مىنمايد بعضى اخبار شريفه مثل آنچه در مجمع البيان از عيّاشى [١] روايت مىكند قال:
رَوَى العَيّاشي بِإسْنادِهِ عَنْ أَبانِ بْنِ تَغْلِبَ، عَنْ جَعْفَرِبْنِ مُحَمَّدٍ- عَلَيْهمَا السَّلام- قالَ:
«قال رسول الله صلى الله عليه و آله: ما من مؤمن إلاولقلبه في صدره أذنان: أذن ينفث فيها الملك؛ وأذن ينفث فيها الوسواس الخناس. يؤيد الله المؤمن بالملك، وهو قوله سبحانه:
وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» [٢].
«فرمود حضرت صادق سلام اللَّه عليه: فرمود جناب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله:
" نيست مؤمنى مگر از براى قلبش دو گوش است: يك گوش است كه مىدمد در آن فرشته؛ و يك گوش است كه مىدمد در آن شيطانِ وسوسه كن. تأييد مىفرمايد خداوند مؤمن را به فرشته؛ و اين از قول خداى تعالى است كه مىفرمايد: «تأييد مىفرمايد ايشان را به روحى از جانبِ خود"».
و في مجمع البحرين، في حديث آخر: إنَّهُ قالَ: «
الشيطان و اضع خطمه على قلب ابن آدم؛ له خرطوم مثل خرطوم الخنزير، يوسوس لا بن آدم أن أقبل على الدنيا، وما لا يحل الله.
فإذا ذكر الله خنس» [٣]
. إلى غير ذلك من الروايات.
[١] محمد بن مسعود بن عياش السلمي السمرقندي، معروف به «عياشى»، از راويان طبقه هشتم قرن سوم هجرى است. ثقه و متبحّر در اخبار است. بيش از ٢٠٠ تصنيف براى او بر شمردهاند كه مشهورترين آنها تفسير قرآن است كه به «تفسير عيّاشى» شهرت دارد.
[٢] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٨٧٠.
[٣] شيطان بينى خود را بر دل انسان مىنهد. او را خرطومى چون خرطوم خوك است انسان را وسوسه مىكند كه به دنيا و آنچه خداوند روا نداشته است روى آورد. پس اگر انسان خدا را ياد كند، شيطان بگريزد». (مجمع البحرين، ج ٤، ص ٦٨، ماده «خنس»، در چاپهاى موجود از مجمع البحرين عبارت «واضع خطمه» نيست)