موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٣ - حضور قلب، روح عبادت
[
حضور قلب، روح عبادت
] و از همه اين امور مهمتر، كه بايد ديگر امور را مقدمه او دانست، حضور قلب است كه روح عبادت و حقيقت آن بسته به آن است؛ و بدون آن هيچ قيمتى براى عبادات نيست و قبول درگاه حق تعالى نشود. چنانچه در روايات شريفه وارد است:
كافي: بِإسْنادِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِاللَّه- عليهماالسلام- أَنَّهُمَا قَالَا: «
إنما لك من صلاتك ما أقبلت عليه منها؛ فإن أوهمها كلها، أو غفل عن آدابها، لفت فضرب بها وجه صاحبها» [١].
حضرت باقر و صادق- عليهما السلام- فرمودند به فُضَيل بن يَسار: «نيست از براى تو از نمازت مگر آنچه توجه قلب كردى به آن از نماز؛ پس اگر غلط بجا آورد تمام آن را، يا غافل شود از آداب آن، پيچيده شود و به آن زده بشود به روى صاحبش».
وَرَوَى الشَّيخُ الأقْدَمُ، مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ،- رضوان اللَّه عليه- فِي التهذيب، بِإسْنادِهِ عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ: رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ- عليهماالسلام- يُصَلِّي؛ فَسَقَطَ رِدَاؤُهُ عَنْ مَنْكِبِهِ فَلَمْ يُسَوِّهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ. قَالَ: فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ، فَقَالَ: «
ويحك! أ تدري بين يدي من كنت؟ إن العبد لا يقبل منه صلاة إلا ما أقبل منها»
. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، هَلَكْنَا! قَالَ: «
كلا؛ إن الله متمم ذلك للمؤمنين بالنوافل» [٢].
«ابوحمزه ثُمالى گفت: ديدم حضرت سجّاد- عليه السلام- را كه نماز مىخواند؛ پس عباى آن حضرت افتاد، حضرت راست نفرمود عبا را تا از نماز فارغ شد. پس، از آن بزرگوار سؤال كردم، فرمود:" واى به تو! آيا مىدانى در حضور كى بودم.
همانا از بنده قبول نمىشود نمازى مگر آنچه را توجه قلب كرده از آن." عرض كردم:" فدايت شوم، هلاك شديم ما!" فرمود:" هرگز، همانا خداوند تمام مىفرمايد
[١] الكافي، ج ٣، ص ٣٦٣، «كتاب الصلاة»، «باب ما يقبل من صلاة الساهي»، حديث ٤ (با كمى تفاوت)؛ وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣٦٣، (طبع حجرى)، «كتاب الصلاة»، «أبواب أفعال الصلاة»، باب ٣، حديث ١.
[٢] تهذيب الأحكام، ج ٢، ص ٣٤١، حديث ١٤١٥ (با كمى تفاوت)؛ وسائل الشيعة، ج ٥، ص ٤٧٨، «كتاب الصلاة»، «أبواب أفعال الصلاة»، باب ٣، حديث ٦.