موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٥٣ - ختام مطلوبيت كثرت صدقه
كرد اموال خود را با فقرا بهطور تنصيف؛ حتى اگر داراى دو جفت نعلين بود يا دو ثوب بود، تنصيف فرمود» [١].
و در حديث ديگر است كه حضرت رضا- عليه السلام- به حضرت جواد- سلام اللَّه عليه- مرقوم فرمود: «شنيدم غلامان تو وقتى سوار مىشوى، تو را خارج مىكنند از در كوچك؛ آنها بخل مىكنند و مىخواهند تو به كسى چيزى ندهى. به حق من بر تو كه بيرون رفتن و داخل شدنت نباشد مگر از در بزرگ. و وقتى سوار شدى همراه خود طلا و نقره بردار و هيچ كس از تو سؤالى نكند مگر آنكه به او عطا نمايى. و از عموهاى تو هر كس از تو سؤالى كرد، كمتر از پنجاه دينار به او مده، و اگر بيشتر خواستى بدهى، اختيار با تو است. و من اراده كردم به اين امر اينكه خداوند مقام تو را رفيع فرمايد؛ پس انفاق كن و ترس مكن كه خداوند بر تو سختگيرى فرمايد» [٢].
و اين احاديث منافات ندارد با احاديثى كه دلالت كند بر آنكه كثرت صدقه به قدرى كه معيشت بر عيال سخت شود از جمله اسراف است [٣] و خداوند دعاى كسى را كه
[١] قال الصادق عليه السلام: «إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليه السلام قَاسَمَ رَبَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ حَتَّى نَعْلًا وَنَعْلًا وَثَوْباً وَثَوْباً وَدِينَاراً وَدِينَاراً». (وسائل الشيعة، ج ٩، ص ٤٨٠، «كتاب الزكاة»، «أبواب الصدقة»، باب ٥٢، حديث ١)
[٢] فِي كِتَابِ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ: «يَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِي أَنَّ الْمَوَالِيَ إِذَا رَكِبْتَ أَخْرَجُوكَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِيرِ. وَإِنَّمَا ذَلِكَ مِنْ بُخْلٍ بِهِمْ لِئَلَّا يَنَالَ مِنْكَ أَحَدٌ خَيْراً. وَأَسْأَلُكَ بِحَقِّي عَلَيْكَ لَايَكُنْ مَدْخَلُكَ وَمَخْرَجُكَ إِلَّا مِنَ الْبَابِ الْكَبِيرِ فَإِذَا رَكِبْتَ، فَلْيَكُنْ مَعَكَ ذَهَبٌ وَفِضَّةٌ ثُمَّ لَايَسْأَلُكَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَيْتَهُ. وَمَنْ سَأَلَكَ مِنْ عُمُومَتِكَ أَنْ تَبَرَّهُ، فَلَا تُعْطِهِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسِينَ دِينَاراً، وَالْكَثِيرُ إِلَيْكَ. وَمَنْ سَأَلَكَ مِنْ عَمَّاتِكَ، فَلَا تُعْطِهَا أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةٍ وَعِشْرِينَ دِينَاراً وَالْكَثِيرُ إِلَيْكَ. إِنِّي إِنَّمَا أُرِيدُ بِذَلِكَ أَنْ يَرْفَعَكَ اللَّهُ. فَأَنْفِقْ وَلَا تَخْشَ مِنْ ذِي الْعَرْشِ إِقْتَاراً». (وسائل الشيعة، ج ٩، ص ٤٦٣، «كتاب الزكاة»، «أبواب الصدقة»، باب ٤٣، حديث ١)
[٣] «سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِاللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ (وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُالْمُسْرِفِينَ) فَقَالَ كَانَ فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ الأَنْصَارِيُّ- سَمَّاهُ- وَكَانَ لَهُ حَرْثٌ وَكَانَ إِذَا أَخَذَ يَتَصَدَّقُ بِهِ فَيَبْقَى هُوَ وَعِيَالُهُ بِغَيْرِ شَيْءٍ فَجَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ ذَلِكَ سَرَفاً»؛ «مردى از حضرت صادق عليه السلام درباره آيه «حق آن را روز دروِ آن بدهيد و اسراف نكنيد همانا خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد». فرمودند: فلان پسر فلان انصارى- حضرت نام او را برد- مزرعهاى داشت آنگاه كه زمان درو آن فرا مىرسيد همه آن را مىبخشيد و خود و خانوادهاش بىچيز مىماندند. پس خداوند آن را اسراف قرار داد». (وسائل الشيعة، ج ٩، ص ٤٦١، «كتاب الزكاة»، «أبواب الصدقة»، باب ٤٢، حديث ٣)