موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٦٩ - فصل در بيان آنكه حق تعالى سؤال نشود از آنچه بكند و ديگر موجودات سؤال شوند
رسيدن مثوبت به غير باشد و يا براى عبادت و معرفت يا ثنا و محمدت باشد، متكمل به آن است و وجود آن برايش اولى از عدم آن است؛ و اين مستلزم نقص و قصور و انتفاع است، و آن بر ذات مقدس كامل على الاطلاق و غنىّ بالذات و واجب من جميع الجهات محال است.
پس، در افعال او لِمّيّت و سؤال از لِمّيّت نيست و لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ [١]. و اما ساير موجودات در افعال خود اغراض و مقاصد ديگر دارند غير ذات خود. پس، عشاق جمال حق و مقربين و مجذوبين غايت افعالشان وصول به باب اللَّه و رسيدن به لقاء اللَّه و ساحت قدس الهى است. و ديگر موجودات به حسب كمال و نقص و شدت و ضعف خود غرض زايد بر ذات خود دارند.
و بالجمله، چيزى كه كمال مطلق است و واجب بالذات است، واجب من جميع الجهات است؛ و چنانچه ذات مقدسش مبرا از لِمّيّت است، افعالش نيز مبرا از لمّيتى وراى ذات است، به خلاف ساير موجودات.
و ايضاً، چون ذات مقدسش كامل مطلق و جميل على الاطلاق است، كعبه آمال همه موجودات و غايت مقصد جميع سلسله كاينات است، و خود كعبه آمالى و غايت [و] مقصدى وراى خود ندارد، چه كه ديگر موجودات ناقص بالذات و هر ناقصى مهروبٌ عنه است بالفطرة، چنانچه هر كاملى مرغوبٌ فيه است؛ پس غايت همه حركات و افعالْ ذات مقدس است، و از براى خود ذات مقدّس غايتى جز خود نيست ف لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ [٢].
و ايضاً، چون ذات مقدسش در غاية القصواى جمال و كمال است، نظام دايره وجود، كه ظلّ آن ذات جميل است، و در غاية القصواى كمال ممكن است، و اين نظام كلى اتمّ نظامهاى متصوّر است؛ پس سؤال از لمّيّت و غايت و غرض و فايده سؤالى از روى جهل و نقصان است؛ چنانچه از ابليس لعين در هفت سؤال معروف واقع شده، و حق تعالى به
[١] الأنبياء (٢١): ٢٣.
[٢] «خدا را درباره آنچه مىكند نمىپرسند، و مردم پرسيده شوند». (الأنبياء (٢١): ٢٣)