موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٨ - فصل در شرايط توبه است
درجه علّيين است. و آن اسمى است كه واقع مىشود بر شش معنا. اوّل آنها پشيمانى بر گذشته است. دوم، عزم بر برگشت ننمودن است به سوى آن هميشگى. سوم، ادا كنى به سوى مخلوق حق آنها را تا ملاقات كنى خداى سبحان را پاكيزه كه نبوده باشد بر تو دنبالهاى. (يعنى حقى از كسى به عهده تو نباشد). چهارم، آنكه روى آورى به سوى هر فريضه كه بر تو است كه ضايع كردى آن را، پس ادا كنى حق آن را. پنجم، روى آورى به سوى گوشتى كه روييده شده است بر حرام، پس آب كنى آن را به اندوهها تا بچسبد گوشت به استخوان و روييده شود بين آنها گوشت تازه. ششم آن كه، بچشانى جسم را درد فرمانبُردارى، چنانچه چشاندى آن را شيرينى نافرمانى"».
اين حديث شريف مشتمل است اوّلًا بر دو ركن توبه كه «پشيمانى» و «عزم بر عدم عود» است. و پس از آن، بر دو شرط مهم قبول آن كه «ردّ حقوق مخلوق» و «ردّ حقوق خالق» است. انسان به مجرد آنكه گفت: توبه كردم، از او پذيرفته نمىشود. انسان تائب آن است كه هرچه از مردم بناحق برده ردّ به آنها كند؛ و اگر حقوق ديگرى از آنها در عهده اوست، و ممكن است تأديه يا صاحبش را راضى نمايد، قيام به آن كند. و هر چه از فرائض الهيه ترك كرده، قضا كند يا تأديه نمايد؛ و اگر تمام آنها را ممكنش نيست، قيام به مقدار امكان كند. بداند كه اينها حقوقى است كه از براى هر يك از آنها مُطالبى است، و در نشئه ديگر از او به اشق احوال [مطالبه] مىكنند؛ و در آن عالم راهى براى تأديه آنها ندارد جز آنكه حمل بار گناهان ديگران را كند و ردّ اعمال حسنه خود را نمايد. پس، در آن وقت بيچاره و بدبخت مىشود و راهى براى خلاص و چاره براى استخلاص ندارد.
اى عزيز، مبادا شيطان و نفس امّاره وارد شوند بر تو و وسوسه نمايند و مطلب را بزرگ نمايش دهند و تو را از توبه منصرف كنند و كار تو را يكسره نمايند. بدانكه در اين امور هر قدر، ولو به مقدار كمىنيز باشد، اقدام بهتر است. اگر نمازهاى فوت شده و روزهها و كفّارات و حقوق خدايى بسيار است و حقوق مردم بىشمار است، گناهان متراكم است و خطايا متزاحم، از لطف خداوند مأيوس مشو و از رحمت حق نااميد مباش كه حق تعالى اگر تو به مقدار مقدور اقدام كنى، راه را بر تو سهل مىكند و راه