موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٥ - فصل ميزان در علم
نكرده، سهل است، بر ظلمات قلوب و مفاسد اخلاق و اعمال آنها افزوده! و در قرآن كريم ميزان براى شناختن علما بيان فرموده است آنجا كه فرمايد: إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ [١] خشيت از حق از مختصات علما [است]؛ هر كس داراى خوف و خشيت از حق تعالى نشد، از زمره علما خارج است. آيا در قلب ما از آثار خشيت چيزى است؟
اگر هست، چرا در ظاهر ما اثرى از آن پيدا نيست.
در حديث شريف كافى سند به جناب ابوبصير رساند، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ- عليه السلام- (خ ل: أَباجعفر) يَقُولُ: «
كان أمير المؤمنين- عليه السلام- يقول: يا طالب العلم، إن العلم ذو فضائل كثيرة: فرأسه التواضع؛ وعينه البراءة من الحسد؛ وأذنه الفهم؛ ولسانه الصدق؛ وحفظه الفحص؛ وقلبه حسن النية؛ وعقله معرفة الأشياء و الأمور؛ ويده الرحمة؛ و رجله زيارة العلماء؛ وهمته السلامة؛ وحكمته الورع؛ ومستقره النجاة؛ وقائده العافية؛ و مركبه الوفاء؛ وسلاحه لين الكلمة؛ وسيفه الرضا؛ وقوسه المداراة؛ وجيشه محاورة العلماء؛ و ماله الأدب؛ وذخيرته اجتناب الذنوب؛ وزاده المعروف؛ وماؤه الموادعة؛ ودليله الهدى؛ و رفيقه محبة الأخيار» [٢].
اينها را كه حضرت امير المؤمنين- عليه السلام- ذكر فرمودند علامت علما و آثار علم است. پس، اگر كسى داراى علوم رسميه شد و از اين امور خالى است، بداند كه حظى از علم ندارد، بلكه از اصحاب جهالت و ضلالت است؛ و در عالم ديگر اين مفاهيم و جهالات مركبه و قال و قيلها براى او حجب ظلمانيه است، و حسرت او در روز قيامت
[١] فاطر (٣٥): ٢٨.
[٢] «ابوبصير گفت: از امام صادق عليه السلام [در نسخهاى: امام باقر عليه السلام] شنيدم كه فرمود: امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود:" اى دانشجو، دانش داراى فضائل فراوانى است. پس سر آن فروتنى، و چشم آن بيزارى از حسد، و گوش آن ادراك، و زبان آن راستگويى، و حافظه آن كاوش، و دل آن نيكخواهى، و خرد آن دريافتن چيزها و كارها، و دست آن بخشودن، و پاى آن ديدار دانشمندان، و همت آن درستى، و حكمت آن پرهيزگارى، و جايگاه آن رستگارى، و جلودار آن تندرستى، و راهبر آن وفا، و جنگ افزارش نرمزبانى، و شمشير آن خشنودى، و كمان آن مهربانى، و لشگر آن گفتگوى با دانشمندان، و دارايى آن ادب، و پسانداز آن دورى از گناهان، و توشه آن نيكى، و آب آن سازگارى و راهنماى آن هدايت الهى، و همراه آن دوستى نيكان است"». (الكافي، ج ١، ص ٤٨، «كتاب فضل العلم»، «باب النوادر»، حديث ٢)