موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤٦ - در بيان نكته مهمه در باب صدقه است
مىبوسيد و مىبوييدش، پس از آن به سائل ردّ مىفرمود».
و قريب به مضمون اين حديث چندين حديث ديگر وارد است [١]، و دلالت بر بزرگى شأن و عظمت رتبه صدقه دارد كه خداى تبارك و تعالى امر آن را به كس ديگر محول نفرموده و خود با يدِ قدرت و احاطه قيوميه خود حافظ صورت كامله غيبيه آن گرديده.
[
در بيان نكته مهمه در باب صدقه است
] و تدبر در اين حديث شريف و امثال آن، كه در ابواب متفرقه كتب اصحاب- رضوان اللَّه عليهم أجمعين- منقول است، براى اهل معرفت و اصحاب قلوبْ كشف توحيد فعلى و تجلى قيومى حق را مىنمايد. و اشاره به نكته مهمهاى است كه توجه به آن براى كسانى كه قيام به اين امر مهم مىكنند خيلى لازم است. و آن، آن است كه انسان بفهمد تصدق در دست كه واقع مىشود، كه نعوذ باللَّه اگر منت و اذيتى در دادن صدقه از انسان نسبت به فقير واقع شود، اوّل به حق- تبارك و تعالى- واقع شود، پس از آن به سائل؛ چنانچه اگر تواضع و فروتنى كند و از روى كمال خضوع و مذلت صدقه را به سائل مؤمن تقديم كند، براى حق تعالى كرده؛ چنانچه عالم آل محمد- صلّى اللَّه عليه و آله- و عاشق جمال حق تعالى، جناب باقر العلوم- عليه السلام- صدقه را پس از وقوع در دست سائل مىبوييد و مىبوسيد و استشمام رايحه طيبه محبوب از آن مىكرد. و خدا مىداند براى آن ذات مقدس و عاشق مجذوب چه راحت نفس و سكونت خاطرى پيدا مىشد؛ و چطور آن اشتعالات قلبيه و احتراقات شوقيه باطنيه [را] اين عشقبازى خاموش مىكرد.
افسوس و هزاران افسوس! كه اين نويسنده مستغرق در بحار هواى نفس و مخلّد بر ارض طبيعت و گرفتار شهوات و اسير بطن و فرج و بىخبر از ملك هستى و مست خودى و خودپرستى در اين عالم آمد و عن قريب خواهد رفت و از محبت اوليا هيچ ادراك نكرد و از جذبات و جذوات و منازل و مُغازلات آنها هيچ نفهميد، و وقوفش در اين عالمْ وقوف حيوانى و حركاتش حركات حيوانى و شيطانى بود. اگر چنين باشد،
[١] وسائل الشيعة، ج ٩، ص ٤٣٣، «كتاب الزكاة»، «أبواب الصدقة»، احاديث باب ٢٩.