موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٤٠ - فصل در بيان جمع اخبارى كه حَثّ بر عبادات و ترك معاصى نموده با بعض اخبار كه صورتاً مخالف با آن است
پس ذات مقدس حق خود حساب او را بكشد؛ و هيچيك از مردم [را] بر حساب او آگاه نگرداند. پس از آن، گناهان او را به او معرفى فرمايد، تا آنكه اقرار به گناه خود كند.
خداى تعالى به نويسندگان امر فرمايد كه گناهان او را مبدّل به حسنات كنند و به مردم اظهار كنند. پس مردم مىگويند: براى اين بنده يك گناه هم نبود! پس از آن، امر فرمايد كه او را به بهشت ببرند. اين است تأويل اين آيه. و اين در گناهكاران از شيعيان ماست خاصتاً"».
اينكه آيه شريفه را بالتمام نوشتم و كلام را طولانى كردم براى آن است كه مطلب چون از مهمّات است، و بسيارى از اهل منبر به مردم عامه بد فهماندند اين قبيل اخبار را، و ربط آنها به آيه شريفه جز به ذكر آيه معلوم نمىشد، از اين جهت معذورم از طول مُملّ.
كسى كه صدر و ذيل آيه شريفه را ملاحظه كند، مىفهمد كه مردم مطلقاً به اعمال خود گرفتارند و مؤاخَذ در زشتىها هستند؛ مگر آنهايى كه ايمان آورند و توبه از گناهان كنند و عمل صالح بجا آورند. و اين سه در هر كس جمع شود، رستگار و مورد الطاف خداوند است و در پيشگاه مقدس حق محترم است، و سيّئات و گناهان [او] مبدل به حسنات شود. و جناب باقر العلوم- عليه السلام- نيز تأويل همين را فرمودند كه كيفيت حساب و موقف چنين اشخاصى به اين ترتيب است. منتها آنكه اين خاص به شيعيان اهلبيت است و ديگر مردم از آن محروم هستند، زيرا كه ايمان حاصل نشود مگر به ولايت على و اوصياى او از معصومين طاهرين- عليهم السلام- بلكه ايمان به خدا و رسول قبول نشود بدون ولايت؛ چنانچه در فصل بعد از اين ان شاء اللَّه مذكور شود. پس، اين آيه شريفه و اخبار مفسّره را بايد از ادله اوليه شمرد، زيرا كه دلالت دارد بر آنكه اگر شخص ايمان داشته باشد و جبران گناهان را با توبه و عمل صالح نكند، مشمول اين آيه نخواهد بود.
پس اى عزيز، شيطان تو را مغرور نكند و هواهاى نفسانيه تو را گول نزند. البته انسان تنبلِ مبتلا به شهوات و حب دنيا و جاه و مال، مثل نويسنده، هميشه دنبال بهانه است از براى تأييد تنبلى خود؛ و هر چه موافق با شهوات او باشد و مؤيد هواهاى